امیرحسیــن :-)
توسط پیامک
الان تو مترو هستم...هر کیو نگاه میکنی یا خواب،یا تو فکر...تو خودشه...این چه زندگیه آخه....
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک
یه تریلی میخرم،شاگردم شو ،فقط بخواب!
منم به عشقت پشت تریلی مینویسم بوق نزن سالار خوابه.
امیرحسیــن :-)
مادر شهید و انتظار ...عکس ببنین
امیرحسیــن :-)
به قول حاجی میگه .... وقتی خانومو داشتن سوار میکردن .... دیدن از گودال صدای الله اکبر میاد ....اون نانجیبا تا روشونو کردن سمت گودال خانوم سوار شد
امیرحسیــن :-)
اسیر شده بودیم ما رو بردند « اردوگاه العماره » داخل اردوگاه تعدادی از شهدای ایرانی رو دیدم معلوم بود بعد از اسارت به شهادت رسیده بودند جمله ای که روی دست یکی از شهدای اونجا نوشته شده بود با خوندنش مو به بدنم راست شد و به شدت گریه کردم اون جمله رو هیچ وقت فراموش نمی کنم شما هم بخونید و فراموش نکنید روی دست آن شهید با خودکار نوشته شده بود: مادر! من از تشنگی شهید شدم رفتند تا ما بمانیم ، نکند روزگار ما را با خود ببرد ...... شادی روح شهدا صلوات