دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

کاش به جای سیم کارتمون دائمی باشه دوست داشتن ما اعتباری نباشه ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

بچهاااااااااااا...شب همگی بخیر ....دوست داشتم بیشتر پیشتون باشم.ولی خیلی خستم.و صبح باید برم سر کار ........شب بخیر

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

بعضیاااااااااااااااااااااااااااااااااا یهو وسط حرف زدن میرن ... قطع میکنن...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

بعضیااااااا خیلی آشغالن...خدا وکیلی حیف کلمه آشغال...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

خوبی دنبالر این که ... واقعیت های دلمون و زندگیمونو مینویسیم

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
17.jpg امیرحسیــن :-)

آقا جان پرچم تو همیشه بالاست ...لشکر 27محمد رسول الله... هنوز هم آماده اعزام است فقط اذن ولی تو لازم است

امیرحسیــن  :-)
Agha23.jpg امیرحسیــن :-)

خشک سالی شده ای بارش باران برگرد جانشین خلف پیر جماران برگرد... نفست حافظ این شهر گناه آلود است.... نازنین رهبر ما زود به تهران برگرد...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیرحسیــن  :-)
beinolharamein%2011.jpg امیرحسیــن :-)

عمريه كارم صبوريه گريه ام زدوري هركسي از كربلا اومد با گريه ميپرسم حرم چطوريه

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
1335790133918807_large.jpg امیرحسیــن :-)

خواهری داد میزد گریه میکرد می گفت: میخواهم صورت برادرم را ببوسم اجازه نمی دادند یکی می گفت: خواهرش است. مگر چه اشکالی دارد؟! بگذارید برادرش را ببوسد گفتند: شما اصرار نکنید؛ نمیشود ... این شهید سر ندارد.

امیرحسیــن  :-)
xokhgno1xss45oa7epnz.jpg امیرحسیــن :-)

جنگ که شروع شد "علیرضا" ۱۷ سالش بود ... دلش می خواست بره جبهه ، ولی به خاطر سن کمش نمیذاشتن ... به هر زحمتی بود مخفیانه رفت جبهه ... توی منطقه کارای عجیبی انجام می داد ، ادوات جنگی اختراع می کرد ! یه چیزی ساخته بود به نام "تیربار آرپی جی" ! با این دستگاه می تونستند پشت سر هم تعدادی آر پی جی شلیک کنند ... اونقدر خوش فکر بود که با اون سن کمش شد فرمانده تخریب ! توی عملیات "والفجــر" شیمیایی شد و در ۲۴ سالگی هم در حال خنثی کردن یه مین ، روحش پر کشید و رفت پیش معشوقش ... خاطره ای از زندگی سردار شهید "علیرضا عاصمی"

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

«خدایا ازت ممنونم که یادم دادی که یادم باشد که یادت باشم

امیرحسیــن  :-)
MANAVI (90).jpg امیرحسیــن :-)

گدايی در ميخانه طُرفه اكسيری است...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

شب همگی بخیر ...................شب هممون امام رضایی

امیرحسیــن  :-)
66iop.jpg امیرحسیــن :-)

واقعا چی می دیدند ، من نمی دونم! فقط می تونم بگم تمام دردهای دنیا رو به زانو در آورده بودند این مردان آسمونی حتی مرگ رو هم به شوخی گرفته بودند دمشون گرم! کاش نصیب ما هم بشه این زندگی اللهم الرزقنا...

این ارسال را بازنشر کرده است.