امیرحسیــن :-)
مادر ... اذن نوکری برای اربابم میخواهم...
امیرحسیــن :-)
کاش در کرب و بلا گرما و تاب و تب نبود ناله های العطش در هر زمان بر لب نبود در زمانی که حسین تنها نشست در قتلگاه همه بودند ولی ای کاشکی زینب نبود
امیرحسیــن :-)
دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است! السلام علی الحسین(علیه السلام)
امیرحسیــن :-)
ارباب باوفا.. خدا هم برای تو خونشو مشکی زده...
امیرحسیــن :-)
آقا نشد کسی که نشد نوکر حسین ... آقایی زمین و زمان میدهی مرا
امیرحسیــن :-)
به سلامتی دلی که اسمش دله ؛ نصفش آهه و نصفش گله …
امیرحسیــن :-)
سعی کنیم . . . یک رنگ باشیم...همه حرفایمان یک رنگ داشته باشد . . . نه به قول معروف با هر باد یه جهت بریم
امیرحسیــن :-)
گفتم: بچه الان چه وقت نماز خوندنه؟ گفت: از کجا معلوم دیگه وقت کنم. توی آن هیری بیری شروع کرد به نماز خواندن. السلام علیکم و رحمت الله و برکاته را که گفت یک خمپاره آمد و بردش مهمانی.