امیرحسیــن :-)
اگر پرنده ای پی دانه ای یا تکه نان خشکیده ای میهمان خانه ات شد، مترسک مشو !
امیرحسیــن :-)
گاهگاهی که دلم میگیرد با خودم میگویم:به کجا باید رفت.به که باید پیوست.به که باید دل بست.به دیاری که پر دیوار است.به امینی که امانت خوار است.یا به افسانه دوست؟...گریه ام میگیرد.
امیرحسیــن :-)
کهنه فروشی تو کوچمون دادمیزد.کهنه میخریم وسایل شکسته و پاره میخریم فریاد زدم،آقا قلب شکسته میخری؟گفت اگه ارزشی داشت کسی آنرا نمیشکست.
امیرحسیــن :-)
گرگهاهيچ وقت گريه نمي كننداماگاهي اوقات انچنان عرصه زندگي برانهاتنگ مي شودكه برفرازبلندترين قله هامي روندودرناك ترين ناله هارامي كشند.