امیرحسیــن :-)
کفش هایت رابه من قرض میدهی?میخواهم بدانم تنهاگذاشتنم چه حسی دارد.
امیرحسیــن :-)
کوچه ها را بلد شدم مغازه ها را،رنگهای چراغ راهنما را،حتی جدول ضرب را، و دیگر در راه هیچ مدرسه ای گم نمیشوم، اما گاهی میان آدم ها گم می شوم، آدم ها را بلد نشدم....
امیرحسیــن :-)
فرقي نمی كند! بگويم و بدانی! يا...نگويم و ندانی! فاصله دورت نمی كند وقتی درخوب ترين جای اندیشه ام جای داری!!!
امیرحسیــن :-)
هروقت گریه میکنم سبک میشوم عجب وزنی دارد چندقطره اشک...
امیرحسیــن :-)
قلبم را عصب کشي کردم ديگر نه از سردي نگاهي مي لرزد و نه از گرمي آغوشي مي تپد.
امیرحسیــن :-)
نمی دانم نهان از من، چه نيكی كرده ای با"دل" كه چون غافل شوم از او، دوان سوي تـــــــــــــــــو می آيد...!
امیرحسیــن :-)
چه عاشقانه نوشت شریعتی:
من تو را دوست دارم
و
تو دیگری را
و
دیگری دیگری را
و در اين بين همگي تنهاييم......