امیرحسیــن :-)
نگر که بزرگترین آرزوی من چه کم حرف است: "تو"
امیرحسیــن :-)
چتری برایم بگیر, حتی خیالی... خیس دلتنگی شده ام...
امیرحسیــن :-)
آهي عجيب ميكشم به ياد تو،خود را صليب ميكشم به ياد تو،نعنا و ليمو كه هيچ است اي رفيق،دارم دوسيب ميكشم بياد تو
امیرحسیــن :-)
روسری ات را که باز کردی
موج گیسوانت را که دیدم
ترسیدم غرق شوم
چشمانم را بستم...
امیرحسیــن :-)
خواستم بگویم کیستم...دیدم نگفتن بهتر است! چه سود آنکه با من نمی ماند.همان بهتر که نشناسد مرا...آنکس که می ماند،خود خواهد شناخت.
امیرحسیــن :-)
خيابانهاى تنهايى دلى ولگرد ميخاهد وآوازم بدون عشق سكوتى سرد ميخاهد برايت مرده بودم تا برايم تب كند قلبت،ولى حتى نپرسيدى دلت همدرد ميخاهد؟؟؟
امیرحسیــن :-)
فکر میکردم از گسیختگی ها کم نیستم/حال میبینم که قد آن هم نیستم/دور شو از پیش چشمم گل فروش پیره مرد/دیگر آن دیوانه گلهای مریم نیستم/پا به جنگل میگذارم آهوان رم میکنند/از چه میترسید آهوان من که آدم نیستم/هر نسیمی میتواند شاخه ام را بشکند/علفهای هرز هم فهمیدن که محکم نیستم/
امیرحسیــن :-)
لبخند حتی زمانیکه بر لب مرده مینشیند بازهم زیباست . . .
امیرحسیــن :-)
سلاممممممممممم.........بچها