امیرحسیــن :-)
هر بار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم.ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دستی است که بی بهانه رهایم کند.
امیرحسیــن :-)
بوس تنهاتصادفيست كه پليس نداره بغل تنهاپاركينگيست كه جريمه نداره پس مياى توپاركينگ تصادف كنيم
امیرحسیــن :-)
یادمان باشد شاید شبی آنچنان آرام گرفتیم که دیدار صبح فردا ممکن نشود، پس به امید فرداها محبت هایمان را ذخیره نکنیم...
امیرحسیــن :-)
پشت شيشه برف مىبارد،پشت شيشه برف ميبارد/درسكوت سينه ام دستىدانه اندوه مىكارد/موسپيدآخرشداىبرف،تاسرانجامم چنين ديدى/دردلم باريدى...اىافسوس برسرگورم نباريدى/چون نهالىسست مىلرزد روحم ازسرماىتنهايى/مىخزددرظلمت قلبم وحشت دنياىتنهائى/ديگرم گرمىنمىبخشى،عشق،اىخورشيديخ بسته/سينه ام صحراىنوميديست خسته ام،ازعشق هم خسته
امیرحسیــن :-)
قول بده وقتی تنهامیشم بازم بیای کنارمن/شبای جمعه که میاد/بیای سرمزارمن/دیگه فقط آروزمه/بارون بباره روتنم/روسنگ قبرم بنویس/تنهاترین تنها منم
امیرحسیــن :-)
بزرگ که میشی
غصه هازودترازخودت قدمیکشن..لبخندت توآلبوم کودکیت جامونده
شایدبزرگ شدن اتفاق خوبی نباشه
امیرحسیــن :-)
دلتنگي چه معني داره؟ ...... معني نداره ..درد داره .
امیرحسیــن :-)
گفت مردی به همسرش روزی من بمیرم چگونه خواهی زیست؟ گفت: از چند و چون آن بگذر تو بمیری برای من کا[!]ت! آخی!!!! حيوونكي چه خوش خیالن این آقایون