امیرحسیــن :-)
دركودكي:پاكن هایی ز پاكي داشتیم،يك تراش سرخ لاكي داشتیم،كیفمان چفتی به رنگ زرد داشت،دوشمان از حلقه هایش درد داشت، گرمی دستانمان ازآه بود،برگ دفترهایمان از كاه بود،تا درون نیمكت جا میشدیم ما پراز تصمیم كبري میشدیم،باوجود سوزوسرماي شدید،ریزعلی پیراهنش رامیدرید،كاش میشد بازكوچك میشدیم لااقل يك روز كودك میشدیم... ...
امیرحسیــن :-)
شباي جووني چه بي اعتباره همش بي قراري همش انتظاره
امیرحسیــن :-)
ب کسی عشق بورز ک لایق عشق توباشدنه تشنه عشق...چون تشنه عشق روزی سیراب میشود.
امیرحسیــن :-)
salammmmmmm........khobin?????bachehaaaa
امیرحسیــن :-)
چقدر غمگين و تنهام ... و به جز حضور تو هيچ چيز اين جهان بيكران را جدي نگرفتم . . . حتي عشق را!!!
امیرحسیــن :-)
معلم برای سفیدبودن برگ نقاشی ام تنبیهم کرد و "همه" به من خندیدند...اما من خدایی را کشیده بودم که"همه" میگفتند دیدنی نیست!
امیرحسیــن :-)
63روزمونده به تولدامام زمان
روزی١٠صلوات میشه 630تا
این پیاموواسه١٠ نفـربفرست ميشه٢٠٠تومان امادرعوض يه كادوخوب روزتولدش بهت ميده
نيت كن
امیرحسیــن :-)
گفتی تو دلم اول و آخر خودتی/از هرچه که دارم بهترینش خودتی/خندیدم و زیر لب مکرر گفتم/شاهزاده ی قصه های من خر خودتی
امیرحسیــن :-)
آيت الله حسن زاده آملي: إلهی، آن که سَحَر ندارد، از خود خبر ندارد.