خب امروز روز جشنه(ازدواج حضرت علی علیه سلام و فاطمه سلام الله علیها )!سعی کنید از مقوله های شیرینی چون ازدواج و عشق و اینا صحبت کنید و پستای شکست عشقی و غم انگیز ُ یه امروز بریزید دور.ok ؟
چی؟نمی تونید؟
مشکلات زیاده؟
بابا یه کم از این خارجیا یاد بگیرید! یارو جولیا امروز همه خانواده ش می میرن فرداش تو خونه شون پارتی می گیره دوستاشم میان.انصافا این بخش از فرهنگشون رو دوست دارم
من به روحانی رای ندادم !!!
و پشت این نظام و رییس جمهور هستم چون رهبرمون اینجوری دستور داده و اینکه
آمریکا و اسرائیل غلط میکنن که بخوان برای ما تعیین تکلیف کنن و به جای ما تصمیم بگیرن !!!
رهبر معظم انقلاب اسلامی :
اگر اسرائیل در کارهای مملکتی ما بیش از این دخالت کند #تل-آویو و #حیفا را با خاک یکسان میکنیم !!!!
پس دهناتونو ببندید !! و به بدبختیایه خودتون برسید !!!
عید وصل دو لاله ی زیبا شد عید وصل دو نور بی همتا شد
ذکر عشق تمامی مشتاقان چون پیمبر،یا علی(ع)، یا زهرا(س) شد...
*شراب عشق مینوشم،زجام عشق مدهوشم،لباسی زر نما از تار و پود بی نظیر شوق میپوشم،زنم دم فارغ از هر غم چو شبنم روی گلهای گلستان ولا ، از دو گل زیبای طاهایی ،دو درّ بحر زیبایی ، در اوج شور و شیدایی ، نوایی از شعف بر لعل جانم زمزمه باشد ، نوای روح من یا حیدر و یا فاطمه(س) باشد ، به این اذکار نورانی دلم هو هو کنان راهی دریا شد...
عید وصل دو لاله ی زیبا شد....
*در اوجِ آسمان با بانگ روح افزا و روحانی ، ملائک خنده بر لب با جمالی از فروغ لطف ، نورانی ، همه با یکدگر با صدق و با اخلاص بنمودند فردوسِ مصفا را چراغانی ، وَ در عالم صلا سر میدهند ای مردم عالم بوَد جشن وصال دو گل گلزار پیغمبر ،دو یاس گلشن دلبر ، دو نور جلوه ی داور ، دو انسان خدا منظر ، دو بحرالله را گوهر ، سَر و سَرور ، دل و دلبر ، که با نام خداوندیِ این دو توبه ی آدم قبول افتاد و او مقبول درگاه ربوبیّ ِ خدای حیّ بی همتای اعلا شد...
عید وصل دو لاله ی زیبا شد...
*بگو در آستان حضرت معبود ، در این ماه ذِلقعده که یا رب بنده ای در محضرت آمد اگر چه گشته او در امتحان صبر و طاعت رد ، الا ای خالق سرمد ، تو را سوگند بر احمد اگر چه او گنهکار است ، امّا از محبین علی و همسرش زهراست(س) در عالم ، قسم بر شاهِ مردان مظهر ایمان ، قسم بر کوثر قرآن ، قسم بر فجر ، بر فرقان ، قسم بر نور و الرّحمن ، وَ معنای لطیف ناب و زیبا و دل انگیزِ دو لفظ لؤلؤ و مرجان به حقّ چهارده نوری که از سوی خدا آمد برای لطف و جود و رحمت و غفران بین در مانده ام ، دستم بگیر ای مهربان تا آن زمانی که ببینم جلوه های نور عشق حیدری و فاطمی(س) در صفحه ی رخساره ام از لطف پیدا شد...
بانوی شهر من؟؟؟! . . بعید می دانم مقابل نـــگاه مردم شهر و میان کوچه و بازار و محلههایش کسی با پوشیدن ســـــاپورت در روز رســــتاخیز نیز support شود!!! حـــــــال انتخاب با تو است
پدرش می گفت: پسرم را دادم که حالا یک عده بیایند بگویند جوانهای آن دوره چرا جنگیدند؟ اصلا غلط کردند رفتند خون دادند برای خمینی! جوگیر شدند! می نشستند توی خانه شان جنگ هم زودتر را تمام میشد...که بگویند ارزش خون پسر من با کشته های عراقی یکی ست.هر دو کشته شده اند...آخه باانصافها کجای دنیا مهاجم و مدافع یکی می شوند؟ظالم و مظلوم...
برویم بخوانیم از جنگ...دگم بودن یعنی چشم ببندیم روی حقیقت و گوشمان به حرف مردم باشد.حال و حوصله ی خواندن اگر نداریم سری به آسایشگاه جانبازان بزنیم که #شهیدان ِ زنده اند.شاهدان عینی...درک کنیم که ما نسبت ب فکرهایمان مسئولیم.نسبت به خونهای به ناحق ریخته شده مسئولیم.نسبت به فهمیدن حقیقت مسئولیم.خودمان باید برویم دنبالش...نه اینکه از دهان این و آن بگیریم
یکی نیست این را بگوید که اگر آن دوره همه رفته بودند جنگیده بودند جنگ 8 سال طول نمی کشید.اگر یک عده فرار نکرده بودند و نترسیده بودند جنگ 8 سال طول نمی کشید...