تقدیم به قمر منیر بنی هاشم عباس ابن علی (ع) : مشک را که پر آب کرد ، از خوشحالی حتی حواسش نبود دستانش را بریده اند… بعد از ریخته شدن آب هم آنقدر ناراحت بود که باز فرصت نکرد سراغی بگیرد از بازوانش … فقط وقتی حسین آمد بالای سرش ، میخواست دست به سینه سلام دهد که تازه فهمید دستانش نیستند !
تو دل یه مزرعه یه کلاغ رو سیاه هوایی شده بره پابوس امام رضا . . . اما هی فکر میکنه اونجا جای کفتراست . . . آخه من کجا برم یه کلاغ که رو سیاست . . . من که توی سیاهیا از همه رو سیا ترم . . . میون اون کبوترا با چه رویی بپرم . . .تو همین فکرا بودش کلاغ عاشق ما . . . یه دلش میگفت برو یه دلش میگفت بمون . . . که یه هو صدایی گفت تو نترس و راهی شو به سیاهی فکر نکن . . . تو یه زائری برو من که توی سیاهیا از همه رو سیا ترم . . . میون اون کبوترا با چه رویی بپرم . . . #محسن#چاووشی
چه ساکت نشسته ایم.... چه بی خیال شده ایم... چه بی غیرت خود را نشان میدهیم... که یه بی شرف یه وطن فروش..یه کسی که داره بخاطر حرفاش پول رو پول میذاره ...هر روز هزار نفر براش پیام میذارن که اینجا همه چی در همه... اینجا هر چی باشه کشورمه...فرهنگش..فرهنگمه.... تو بی شرررررررف داری از ایران و فرهنگ ایرانی بد میگی....؟؟؟؟ ببین دخترخانم ما اینجا کسایی رو داشتیم که جونشون رو واسه ایران دادن...اگه فکر کردی که با حرفات ایران رو زیر سوال میبری کور خوندی.... ما هنوز غیرت داریم... هنوز غیرت داریــــم ... به کسی خطاب نمیزنم و از کسیم نمیخوام باز نشر کنه اگه غیرت داشته باشیم خود به خود باز نشر میخوره
اینکه بعضیها در عین اینکه یکیو دارن و چندین نفر دیگه رو زاپاس دارن بخاطر اینه که اگه با یکی به بن بست رسیدن سر کوچه ی بعدی یکی دیگه منتظرشون باشه ...این اجتماعی بودن نیست این آخر هرزگیه ....