یرزن هر دوشنبه بعد از ظهر
منتظر بود در زدن ها را
دم در می نشست و با لبخند
جفت می کرد آمدن ها را
روضه خوان محله می آمد
میرزا با دوچرخه آهسته
مثل هر هفته باز خیلی دیر
مثل هر هفته سینه اش خسته
"ای شه تشنه لب سلام علیک"
ای شه تشنه لب...چه آوازی
زیر و بم های گوشه ء دشتی
شعرهای وصال شیرازی
می نشستیم گوشهء مجلس
با همان شور و اشتیاقی که...
چقدر خوب یاد من مانده
در و دیوار آن اتاقی که -
یک طرف جملهء"خوش آمده اید
به عزای حسین"بر دیوار
آن طرف عکس کعبه می گردد
دور تا دور این اتاق انگار
گوشه گوشه چه محشری برپاست
توی این خانهء چهل متری
گوش کن! دم گرفته با گریه
به سر و سینه می زند کتری
عطر پر رنگ چایی روضه
زیر و رو کرده خانهء اورا
چقدر ناگهان هوس کردم
طعم آن چای قند پهلو را
این دخــــترایی که چشماشون هرروزبه آبی و عسلی و خاکستری و تغییر نمیکنه و همیشه یه رنگه !!! اینایـــی که اسپورت می پوشن جا "کالج" و پاشنه بلند ! اینایی که هیچ وقــت نگران پاک شدن رژ لبشون نیستن ! اینایی که موهاشون همیشه یه رنگه ! این دختــرایی که هیچ وقت "خَـزه" و "جواده" نمیاد تو دهنشون. پـــول و مــــاشین و قیـــــافه واسَشــون مهـم نیـسـت !! اونایی که یــــه چادر دارن قدر دنیا براشون می ارزه ... اینا رو خیــلی مواظبشون باشین ! اذیتشون نکنید ... قــدر اینا رو بدونید، اینا خیـــــلی حیفن !!!
البته از اینجای کار به بعد قادر به انجام کارهای اول مانند شهوت رانی نیستید در ادامه شما را در پارچه سفیدی به اسم کفن می پیچند و در یک اتاق کوچک مانند اتاق زیر قرار می هند...
به راستی دنیا چند روز است ؟؟ آیا این شهوت رانی ها دائمی و همیشگی ست ؟؟ خیر دوست عزیز !! چنین روزهایی نیز در پیش است پس ببینید : تصویر زیر از مکانی ست که به آن غصال خانه می گویند و اینجور که گفته می شود همه ما یک روزی روی تخت غصالخانه حمام خواهیم کرد ,حتی شما دوست عزیز...
جاذبه سيب، آدم رابه زمين زد و جاذبه زمين، سيب را ...................... فرقي نميكند، سيب يا آدم! ........................ سقوط; سرنوشت دلدادن به هرجاذبه اي غير از خداست