السلام علیک یا صاحب الزمان یا ناشــر العـــــدل یا مهــــــــدی الامــم جامـــــــــــــــع الکلـــــم یـــــا ناصــــــر حــــــــــــق الله یـــــــا دلیــــــــــــل ارادة اللــــــــه یا حافـــــــــــظ اســـــرار ربــــــــ العالمین یـــــــا معـــــــــــدن العلــــــــوم النبــــــــــــــویه الســــــلام علیکــــــ یا مومـــــــل شمـــــــل الصــــــلاح و الرضــــــا یا صاحبـــــــــــ یــــــــوم الفتح و ناشـــــــر رایة الهــــــــدی یــــا منجـــــــــــــی المستضـــــــــــعفیـــن یا سیفـــــــــــ الله الــــــذی لاینبـــــو یــــــــــا معــــــــــــزّ المــــــومنین یا مـــــذّل الکــــــــــــــــافرین یا مـــــــدار دهــــــــــــر یا نامـــوس العصــــــر #یا#صاحبـــــــــ#لامر#یا#صاحب#الزمان#العجـــــل
دیشب خالم اومده خونمون برگشته بمن میگه : اگه یه خواستگار بگه #چادرت و بردار قبول میکنی؟ من : ... (جوابم سانسور بشه بهتره ) .. دوباره برگشته میگه : شاید ازت بخواد که #نمازم نخونی !!! من .................. جواب من همیشه همینه : من #چادرمو الکی و رو هوا و عشقی سر نکردم که حالا بخاطر یه نفر به اصطلاح خودش #روشنفکر بخوام بذارمش کنار ... نماز خوندن و بقیه #اعتقاداتمم همینطور......
9 روز تا محرم مونده . . . الان ابی عبدالله منزل هجدهم یعنی قصر مقاتل هستند یا منزل نوزدهم قری طف ...منزل بیستمم که #کربلا ..... روایت میگه : حضرت زینب ( سلام الله علیه ) وقتی به قری طف میرسن ... میگن حسین جان بیا برگردیم ...
مطلبی که روز چهارشنبه مورخ 1/8/1392 «با عنوان امام؛ پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی» در روزنامه «بهار» منتشر شد، همانگونه که سرکلیشه آن (یادداشت) تایید میکند، از نوع یادداشتهایی است که لزوما دیدگاه و موضع روزنامه را بیان نمیکند، هرچند انتشار آن از مسئولیت روزنامه نمیکاهد.
این یادداشت که در ساعات پایانی کار تحریریه به دست رسید و در شتاب کار با اهمال و عدم دقت کافی منتشر شد، به قصد و نیت تجلیل و تکریم عید غدیر صورت گرفت، درباره عظمت و مرتبت واقعهای که به قول همین نویسنده، علیاصغر غروی، «جزء اخیر علت تامه دین اسلام است» و درباره امامت امامی که «چون تمامی کلمات خالق را در خود محقق و صفات جمال او را در خود متجلی ساخته، به امامت امت، نایل شده است، [که] نه فقط در حیاتش و نه تنها برای پنج سال، که تا قیام قیامت و برای همه دورانها و برای همه انسانها و این همان زعامت کبراست.»
در این یادداشت نویسنده به موضوعاتی اشاره داشته است که شبهاتی را پیش میآورد که برای رفع آن باید این یادداشت با اعمال اصلاحات یا توضیحات مفصلتر و مشروحتری همراه میگشت تا شبهات آن برطرف یا روشن می گشت.
تمایزگذاری نویسنده میان وِلایت با وَلایت، میان رهبری با دوستی، میان زعامت با محبت، میان سیاست و ایمان، میان امامت و خلافت، میان نصب و انتخاب از جمله این شبهاتی است که نویسنده به خوبی نتوانسته آنها را توضیح دهد و بر آن فائق آید و مستند و نادلبخواهانه آنها را تبیین کند.
همچنین واژههای به کار رفته در این یادداشت بسیط و نادقیقاند، از جمله معنای خلافت، امامت، قدرت و... این نکات اگرچه تفسیر و دیدگاه نویسنده را بروندینی و برونشیعی نمیسازد، زیرا تفسیرها و برداشتهای اختلافی درونشیعی و در حوزه تفکر شیعی از چنین نگرشهایی آکنده و تباردار است، به دیدگاهی نزدیک میکند که میان سیاست و دیانت تمایز قائل میشود و از آن موضع اعتقادات شیعی را تفسیر میکند.
در این دیدگاه، امر تاریخی و ترتّب رخدادهای واقعی به گونهای خاص تلقی میشود که گویی امر تاریخی و سلسله حوادث پس از رحلت رسول اکرم (ص) از حقیقت تاریخی هم برخوردار بودهاند.
این شبهات و دیدگاه اگرچه شایسته است که در رسانهها مطرح و بحث و نظر جدی و محققانه را موجب شود، اما چون میتواند به این تصور بینجامد که نویسنده این «یادداشت» موضع روزنامه و هیات