امیرحسیــن :-)
مولا اميرالمؤمنين علی(ع): اَنا مَلجاءُ كلّ ضعيف و مأمنُ كلّ خائف ... همان كنيزی بود كه به در خانه علی(ع) پناه برده بود؛ هيچكس را نداشت... اميد به عدل خدا، او را به حكميت به نزد مولايش كشيده بود... كه انگشتهای باريكش را به حلقه در حرم بياويزد، به پنجره های ضريح، و از منتهای جگر سوخته و دل شكسته صدايش بلند شود كه: «يا علی! به تظلّم آمده ام... يا مولاه!... يا سيّداه!... يا ابتاه!...(و خدا ميداند كه چرا توانسته بود اميرالمؤمنين را پدر صدا بزند)... من شاكی ام آقا جان!... من از ظلم به عدالت شما پناه آورده ام مولا!... داوری به نزد علی آورده ام كه عادلترين حاكم روی زمين است... » …گفته بود و اشكهايش عتبه* طلایی را، پايين پای مولايش را خيس خيس كرده بود...
امیرحسیــن :-)
نمی دونم از هر دری خواهم گفت از هر دری و دردی میگم چیزایی که امروز میبینم... رویای اون روزهاشون نییییییییییییییییییییییییییییییست خیلیاش نیییییییییییییییییست حرف من حرف یه لقمه نون نیست که براش نق بزنم حرف من حرف مرامه حرف معرفت حرف عدالت حرف صداقت حرف شرافت نیس این روزا کمه بخدا.................
امیرحسیــن :-)
کیااااااااااااا دوست دارن؟...................٨۶روز تا محرم
امیرحسیــن :-)
کی میاد عمو زنجیر باف ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عمو زنجیر باف ...