علی
نــذر ِ عـافـیت ِ مسافـرم ، کـاسه ای آب همــراهش کــردم... می دانـی ؟ آب نبــــود ! مُشتـی از دلـتنگی هـا و دلــواپسی هــایــم بــود... هنــوز سیـنه ام را چنــگ مــی زنــد ...!
sahar
یکی از اصحاب مشغول صرف غذا بود که امام از او پرسید آیا غذا میخوری؟ صحابی گفت بله. امام پرسید آیا گرسنه ای؟ صحابی گفت بله. امام پرسید آیا پس از صرف غذا سیر خواهی شد؟ صحابی گفت بله. امام ذوال فقار برکشید و صحابی را به دو نیم کرد. سپس فرمود به خدا قسم از ما نیست کسی که فرصت پ نه پ را از دست دهد...
☆★ shima ☆★
به تو هر چه نزدیک تر می شوم ، وحشتـم از روزی که نباشی بیشتـر می شود ...!
ببخشید امیر جون
14 سال و 3 ماه و 26 روز و 10 ساعت و 38 دقيقه قبلبدبختم کردن بچه ها .. تو لااقل هوامو داشته باش ...
14 سال و 3 ماه و 26 روز و 10 ساعت و 34 دقيقه قبل
14 سال و 3 ماه و 26 روز و 10 ساعت و 5 دقيقه قبل
چه زود باوری تو ..
14 سال و 3 ماه و 26 روز و 10 ساعت و 2 دقيقه قبلزود باور که چه عرض کنم
14 سال و 3 ماه و 26 روز و 10 ساعت و 1 دقيقه قبلدل نازکم