دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

פــُـسیـטּ

دنیــــ ایِ مـــ ــن ، \" مجــــ ـازی \" اَش هــــ ـم غمگـــ ـین است ... درباره »
פــُـسیـטּ
مرد - مجرد
امتیاز: 5389

دنبال‌شدگان

(1060 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(596 کاربر)

گروه‌ها

(338 گروه)

بازدید

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط موبایل

من ندار بودم قصه ام پرید! دارا که باشی سارا با پای خودش به سراغت می آید...!

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

حتی مُسَکّنِ شعرهای قیصر و سهراب مرا آرام نمی کند ..... در گاو صندوق ذهنم در تمام این سطرها رنگ خدا گم شده ... راستی خدای تو چه رنگی است ؟!

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

لبخند تو معجزه س معجزه کن دوباره بذار دوباره مهتاب رو خاک شب بباره بذار که خاک تشنه نگاهتو بنوشه شب با طلوع چشمات رخت سحر بپوشه معجزه کن دوباره وقتی که بی قرارم وقتی که بی حضورت آرامشی ندارم تو لحظه های تردید اسم منو صدا کن از این سکوت دلگیر قلب منو رها کن با من بمون که فردا سهم من و تو باشه اندوه لحظه هامون با بودنت فنا شه لبخند تو صدامو می بره تا ستاره دوباره شعله ور شو معجزه کن دوباره تا انتهای قصه همراه باش و هم پا ای هم صدای دیروز با من بیا به فردا یک لحظه یک ترانه با من بمون و سر کن این لحظه های تلخو با خنده بی اثر کن با من بمون که فردا سهم من و تو باشه اندوه لحظه هامون با بودنت فنا شه لبخند تو صدامو می بره تا ستاره دوباره شعله ور شو معجزه کن دوباره

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

که بغض کرده بودم باز هم به خودم قول دادم من سلام می‌گویم و لبخند می‌زنم و قسم می‌خورم و می‌دانم به همین سادگی

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

می‌شود سر روی ریل‌ها گذاشت و صدای نزدیک شدنت را شنید...

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

بچه بودیم که تاب می بستم و می گفتم پدر هلم بده برم آسمون پدر هل می داد و می گفت پاهاتو دراز کن که برسن به آسمون چندان محکم هل نمی داد چندان پاهام به دورها سفر نمی کرد اما من فکر می کردم پاهام به آسمون رسیدن الان توی ابرها هستم فکر ساده ای بود اما لذت آسمان رو داشت...

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط فید

دستگیری تهیه کننده مشهور سینما در پارتی شبانه [لينک]

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط فید

گیلانی در ارتباط با پرونده فساد مالی زرداری محکوم شد [لينک]

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط فید

تصویری به یاد ماندنی از نخستین تیم ملی فوتبال ایران / ما و این خاطرات خش‌دار؛ اولین تیم‌ملی تاریخ ایران [لينک]

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

وقتی که تو حرف دلم رانمیخوانی ، چه فرق دارد خودم بنویسم ، یا از بغل دستیم کپی کنم

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

عشق... لحظه دو نیم کردن سیب است که نگران نباشی چگونه تکه بزرگتر را برای خودت برداری....

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

دلم را نشکستی مبادا صدایش در بیاید و تشت رسوائیت بیفتد. سوزاندیش... دل سوخته هم که صدا ندارد فقط درد دارد.......... درد

نیلو♥ شیرین خاندان ♥
نیلو♥ شیرین خاندان ♥

یکی از دوستام بهم میگه چرا دیدگاه پستاتو میبندی... دیدگاه این پستمو نمیبندم... که چی بشه

این ارسال را بازنشر کرده است.
פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

باران بهانه ای بود که زیر چتر من تا انتهای کوچه بیایی. کاش نه کوچه انتهایی داشت و نه باران بند می امد.

&*#elh@m#*&
index.jpg &*#elh@m#*&

@פــُـسیـטּ مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود! مگذار که حتی آب دادن گل‌های باغچه، به عادت آب دادن گل‌های باغچه بدل شود! عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست، پیوسته نو کردن خواستنی‌ست که خود پیوسته، خواهان نو شدن است و دگرگون شدن. تازگی، ذات عشق است و طراوت، بافت عشق.

این ارسال را بازنشر کرده است.
פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

خدایا ! دستم به آسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین می رسد " بلندم کن "...