פــُـسیـטּ
نه حوایی بود نه آدمی تنها تو بودی و یک آسمان آبی باران زمین را که شست گل پیچک روئید پیچید به کوچه ی علی چپ مرا از دنده ی چپش زائید حالا نه زن می توانم باشم و زنانگی هایم ممنوع نه مردی که در خیابان با بوسه ای اعدامم کنی من منم تو هم رفته ای
פــُـسیـטּ
تو شبيه هيشكى نبودى! يه ورژن جديدی بودى از نامردى . . .
פــُـسیـטּ
یک ساعت که آفتاب بتابد ، خاطره آن همه شب های بارانی از یاد می رود .. این است حکایت آدم ها : « فرامــــوشی »!!!!!!!!!!!!
פــُـسیـטּ
نه یک نخ نه یک پاکت نه یک عمر تا خودم نسوزم آرام نمیگیرم!!!!!!!!!!
פــُـسیـטּ
شــــــــاعر که باشی هیچ کس جدیت نمی گــــیرد حتی اگر بگویی"دوستــــــش دارم" میگوینــــــــد: وای چه شــــعر قشنگی
פــُـسیـטּ
ساکت نیستم لبهایم هم نسوخته است تنها تمام ِ من تاول زده از آشی که نخورده ام !
פــُـسیـטּ
من به خیالی که خام است همه ی لبخند های تلخ دنیای خالی ام را دلخوشی می نامم و رویای خیس با تو غلتیدن روی تخت شبهای بارانی را آنقدر باور می کنم تا واقعی شود من به خیالی که خام است باز هم زنده می مانم
פــُـسیـטּ
لطفـاً دستگـاه ِ شـوک را خـامـوش کـُن و لبـانتــــ را ببنـــد جملـــه هـای عاشقـــانـه دیگــر فـایـده نـدارد ! . . . عشقـــــ ، درونـم مـُـرد دیگـــر !
++++++++++++++++++like
13 سال و 10 ماه و 10 روز و 9 ساعت و 56 دقيقه قبل
13 سال و 10 ماه و 10 روز و 9 ساعت و 48 دقيقه قبل توسط موبایل