פــُـسیـטּ
میدآنے گــآهے وقتـآ بــآید روے یـکـ تکهـ کـــآغـَذ بنویسے تعطیلــــ✖ــ اَستـ و بچسبــآنے پـُشتــ شیشهـ ے اَفکــآرَتــ !
פــُـسیـטּ
شد کوچه به کوچه جستجو عاشق او
شد با شب و گریه رو به رو عاشق او
پایان حکایتم شنیدن دارد...
" من عاشق او بودم و او عاشق او ... "
פــُـسیـטּ
دفتر دلنوشـــته هایم در طوفان نگاهت بیهوده برگ میخورد نگاه میکنی درک نمیکنی و میگذری ...
פــُـسیـטּ
این روزها سنگین و نحس اند چه کنم ؟ لحظات هم بهانه ات را میگیرند
פــُـسیـטּ
سالهاست جوانيم در پياده روهاي شلوغ بي كسي دست فروشي ميكند! شانه هايش را خوب ميبرند ، اماهق هق هايش را نه...
פــُـسیـטּ
آسمان زمین را .. باران ابر را .. درخت ریشه را .. میوه درخت را .. قناری شاخه را .. کبوتر آزادی را .. اشک چشم را .. قلب احساس را .. بوسه بوسه را .. آغوش آغوش را .. اما انگاری .. انسان برای انسان .. ضربه ی آرنج را می خواهد ..
פــُـسیـטּ
معشــوق مـن انسان ِ ســـاده ايست انسان ِ ساده ای که من او را در سرزمين ِ شوم عجايب چون آخرين نشانه ی يک مذهب ِ شگفت در لابلای بوته ی پستانهايم پنهان نموده ام . فروغ
פــُـسیـטּ
مــن زانــوهـــايـــم را بــــه آغـــوش کــشيده بـودم ، وقـتـي تــــو بــراي آغــوش ديـگري زانـــو زده بــودي.............!!!!!
פــُـسیـטּ
تو که نیستی، دلم قرص نیست....
פــُـسیـטּ
مرا کجا رها کرده ای که پیدا نمیشوم بی تو؟!
++++++++++++++++++like
13 سال و 10 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 55 دقيقه قبل
13 سال و 10 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 47 دقيقه قبل توسط موبایل