hossein
دختری را می شناسم که هر شب برای ستاره ها شعر می خواند و آنها به او زبان آسمانی می آمخوزند. روزی پرسیدم: دیشب چه واژه ای آموختی؟ شرمنده نگاهم کرد و چشمک زد.
hossein
کاش ما آدما هم مثل گربه ها با چند لحظه بو کشیدن ، میفهمیدیم که هر آشغالی ارزش وقت گذاشتن نداره . .
hossein
چرا وقتی دروغ میگی و من لبخند می زنم فکر میکنی خرم . . . خب یه بارم فکر کن دارم به خریت تو لبخند می زنم . . !
hossein
ما را از کودکی به جدایی ها عادت داده اند همان جایی که روی تخته سیاهمان نوشتند: خوب ها / بدها
hossein
قسم به عشق و زندگی که ارزشش یه عالمه / قلبی که بی تو بزنه لایق آتش زدنه
hossein
قشنگ ترین غزلم را برای شب شعر چشمت نگه داشته ام پس تو هم زیباترین لبخندت را برای لحظه دیدار نگه دار … دوستت دارم
hossein
سه وقت دعا بر آورده می شه: وقت اذان، وقتی که بارون میاد، وقتی که دلی می شکنه، من وقت اذان زیر بارون برات دعا می کنم هیچوقت دلت نشکنه.
hossein
دستمال خیس آرزوهایم را فشردم همین ۴ قطره چکید زنده باد رفیق با معرفت !
hossein
چقده سخت بدونی اون که میخوایش نمیمونه که دلش یه جای دیگس و همه وجودش مال اونه چه بده برای اونکه جون میدی غریبه باشی بگی میخوام با تو باشم بگه میخوام که نباشی
hossein
شب شرابی خوردم و مستی مرا در بر گرفت / دوریت آمد به یادم هستی ام آتش گرفت
hossein
میخوام برم کسی کاری نداره
hossein
این روزها سهم من از قاصدک ها تنها فقط دیدن و رقصیدنشان در باد است چرا دیگر برایم از تو خبر نمی آورند؟!!!
hossein
گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود از هرچه زندگیست دلت سیر میشود کاری ندارم از که ،کجایی،چه میکنی بی عشق سر مکن،که دلت پیر میشود...!
hossein
من تو را بیشتر از غرورم دوست داشتم و تو… غرورت را بیشتر از من حالا اما… بگذریم نه چیزی از غرور تو مانده نه از دوست داشتن من . . .