آوووووووووووووووووه برررررررر؛ببین تولد کیه رهبشوووو رهههههههه شوخی کردم؛تولدتون مبارک آقای ایمان کامران؛امیدوارم زندگیه خوبی داشته باشین تا آخر عمر و همیشه لبتون بخنده@Iman kamran
@Iman kamran ببينيد تولدت كيــــه بابا ايمان نكن اين كاراو راضي به زحمت شما نيستيم خاله حالا اومدي ديگه جهندم ُ ضرر با عرض خيرمقدم و باسمه تعالي ورود شما رو به سال بالاتر زندگي تبريك و تهنيت عرض ميكنيم (هرچند كه شما فقط دوسال از خدا كوچيكتري ) ! هميشه بخندي ُ به آرزوهات برسي تولدت مبارك
این یه #عکس از خودمه ولی @جواد منادی زیبایی این عکس رو دو برابر کرد....من داشتم عکس میگرفتم هی میومد تو #کادر....گفتم نکن بچه گفت نمیذارم عکس بگیری...گفتم باشه خودت خواستی....بله و قضیه این بود که #جواد-م تو عکس افتاد ولی با یه #وضع-فجیح...البته #سانسور-ش-کردم ...ولی از همینا بود بردمش #پشت-پرده تو گروه جواد گذاشتم زیاد مشخص نشه ....
نخسیتن باری که دیدمش همینطور خمیده جلوی ساختمان شهرداری خودکار میفروخت. شنیده بودم که هست. ندیده بودمش. زیر لب آرام میگفت "4 تا خودکار میدم هزار تومن".دست به جیب شدم اما یادم آمد که چرا از خانه تا آنجا پیاده آمدم. میان همهمه ی مردم شهر بغضم ترکید، چشمانم خیس شد. نه برای اینکه هیچ پولی نداشتم از او خودکار بخرم. دلیل بغض من جیب خالی ام نبود. دلیل اشکهایم مردمی بودند که بی تفاوت می گذشتند. تو گویی قامت خمیده اش را نمی بینند. نمی بینند که خودکارهایش زمین می افتد و هر بار به سختی جمعشان میکند. آن روز هرچه ماندم کسی از او خودکار نخرید. رفتم. دوباره آمدم. این بار خریدم. یک خودکار که مدت هاست شعرهایم را با آن مینویسم. شاید روزی در آهنگ هایم از او هم نوشتم و خواندم. شاید هم روزی تندیس برنزی اش رو جلوی ساختمان شهرداری دیدم! تندیسی که نماد کار باشد . . .
تازگی ها خبر اومده از #خمام كه يه پسری ميتونه پرواز كنه ..رفتن اين پسره رو پيدا كردن بردنش ازمايشگاه بعد از مدتی فهميدن كه اين پسر بعد از كوتاه كردن موهاش كه 10 كيلو بوده وزنش منفی شده ميتونه پرواز كنه ..من افتخار ميكنم به اين رفقيم @Iman kamran
واقعا حرف طلاست
البته از تو نیستا از نویسندش طلاست
13 سال و 2 ماه و 17 روز و 10 ساعت و 11 دقيقه قبل: )
13 سال و 2 ماه و 17 روز و 10 ساعت و 9 دقيقه قبل