icha
من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق ، چهار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست ، می بده تا دهمت آگهی از سر قضا ، که بروی که شدم عاشق و از بوی که مست . (حافظ)
icha
آدم برفی نبودم....که به پایت...یک شبه آب شوم....مــــن....مو به مو سفید شدم....!
icha
نفسم ... نفسم ... کودک که بودم ... وقتی زمین میخوردم ... مادرم مرا می بوسید... تمام دردهایم از یادم میرفت ... دیروز زمین خوردم،دردم نیامد ...!! اما به جایش تمام بوسه های مادرم به یادم آمد....
icha
هر کسی یک روز می آید و یک روز می رود ، یکی با دلش می آید و یکی با پاش ، مواظب باش کسی با پاش از دلت نرود .
icha
به کعبه گفتم چرا باید من دور تو بگردم ، من از خاکم و تو نیز از خاکی ، ندا آمد تو با پا آمده ای پس باید تو دور من بگردی ، برو با دل بیا من دورت می گردم .