icha
در سایه ی مهربانی تو برپا شده این جوانی من / باشد به فدای یک نگاهت عمر من و زندگانی من .
icha
تو شبهای دل واپسی فکر نکنی که بی کسی / حتی تو اوج غربتم واسه خودم همه کسی .
icha
ز مهر دوستان در سینه ام داغیست / اگرچه فاصله بسیار ، محبت همچنان باقیست .
icha
دلم می سوزد از باغی که می خشکد ز بی آبی ، نه دیداری ، نه دلداری ، نه دستی بر سر یاری ، مرا آشفته می سازد چنین آشفته بازاری .
icha
عشق زیباترین آهنگ هستی است که بی آن زندگی معنایی ندارد .
icha
من روزگار را با غم یار طی کنم ، تا در دل این غم است ، غم روزگار چیست ؟
icha
کسانی که همیشه در سایه زندگی می کنند ، برای دیگران سایه ای ندارند .
icha
پروانه نمی میرد چون گل به بغل دارد / این سینه نمی میرد چون یاد تو را دارد .
icha
در دل و جان خانه کردی عاقبت / هر دو را دیوانه کردی عاقبت / ای ز عشقت عالمی ویران شده / ترک این ویرانه کردی عاقبت .
icha
این مپندار که نقش تو رود از نظرم / خاطرت جمع که در خواب پریشان منی .
icha
یادت ای دوست بخیر ، بهترینم خوبی ؟ خبری نیست ز تو ! دل من می خواهد که بدانی بی تو دل من اندازه ی دنیا تنگ است .
icha
در غروب تلخ فردا ، در سرود سر پاییز ، در تمام این خاطره ها ، وجودم سرشار از حس توست .
icha
آنقدر با آتش دل ساختم تا سوختم / بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم .
icha
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش / زده ام فالی ، فریاد رسی می آید .
icha
هیچ صبحانه ای طعم لبخند نخواهد داد ، از فردا ، حالا که ساز می روم می روم میزنی ، خورشید بی عسل نگاهت هر صبح از طلوعش پشیمان خواهد شد .