icha
توسط موبایل
عمرگران بود زندگی خواب بود
icha
توسط موبایل
باید به مبارزه برم اونم چی مبارزه زندگی و قلب خرابم شاید روزی نوشت حمید دیگه نیست چه راحت میان وچه راحت میرن بخاطره میپیوندن
icha
غضنفر تا ده سال براي مادرش عزاداري مي كرد . بهش میگن : آخه چقدر گريه مي كني ده سال گذشته . میگه : آخه هر وقت يادم ميفته كه موقع خاكسپاريش چه دست و پايي ميزد جيگرم آتيش مي گيره
icha
غضنفر کارخونه سوسیس کالباس میزنه ، رو بسته بندی محصولاتش مینویسه : تهیه شده از گاو تازه