icha
وقتی که بود نمی دیدم ، وقتی می خواند نمی شنیدم ، وقتی دیدم که نبود ، وقتی شنیدم که نخواند .
icha
پاییز می آید ، زمانی که خاطرات شیرین گذشته ی خودم را با تو به یاد می آورم ، پاییز همچون بهار دل انگیز می شود ، بیا و اینک مرا با خود به آن سوی دریاها ببر ، شاید دگر برای پیوستن فرصتی نباشد .
icha
زندگی تلخ تر از مرگ بود گر تو نباشی ، بعد از این مرده حسابم کن و بگذار بمیرم .
icha
زندگی تلخ تر از مرگ بود گر تو نباشی ، بعد از این مرده حسابم کن و بگذار بمیرم .
icha
بتراش ای سنگ تراش ، سنگی از معدن درد بهر مزارم بتراش ، روی سنگ قبر من ، عکسی از چهره ی زیبای نگارم بتراش ، بنویس ای سنگ تراش عاقبت شدم فداش ، بنویس تا بدونه عمرمو دادم براش .
icha
تا تویی در خاطرم ، با دیگران بیگانه ام .
icha
زندگی اگر هزار بار دیگر بود ، بار دیگر تو ، بار دیگر تو ، بار دیگر تو !
icha
قطار می رود ، تو می روی ، تمام ایستگاه می رود و من چقدر ساده ام که سالهای سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام .
icha
من گم شدم بین حس بودن و نبودن ، بین حیات و مرگ ، بین گناه و معصومیت ، من گم شدم در ظلمت شب بدون حضور تو ، گفتی : به تنهایی من دست نزن ، من تنهاتر از آنم که تنها بمانم ، اما می دانی من آخر تنهایم .
icha
جواد میشه تمومش کنی همش شده سلام سلام کاربر گرامی بابا پیام خصوصی بده برای عضویت جدید کاربران کشتی مارو بااین خوش آمدگویها