دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

icha

من ، منم اما هیچی نیستم جز یک بنده خدا فقط میدونم باید زندگی کرد درباره »
icha
مرد - مجرد
امتیاز: 7424.95

دنبال‌شدگان

(555 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(616 کاربر)

گروه‌ها

(127 گروه)

بازدید

icha
icha

گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو که مرا دیدن تو بهتر از ایشان تو مرو آفتاب و فلک اندر کنف سایه توست گر رود این فلک و اختر تابات تو مرو

icha
icha

بیـــا برای یکــبار هــم که شـــده… دست به خلاف بزنیـم…! من اندوه تـــو را مـــی دزدم…! تو تنهـایـی مـرا…!!

icha
icha

خرس گنده گریه میکنی

icha
icha

حالم خوب نیست دوست دارم بشینم گــــــــــــــــــــــریه کنم

icha
icha

قلب هایمان را باهم گره زدیم اما ..............

icha
icha

چه زیبا باهم گفتیم شنیدیم اما .......................

icha
icha

عجب روزگاری هی خدااااااااااااااااااااااااااااااا

icha
icha

icha
icha

ووووووووووووووویکلم بروکلی به جای کرم ضد آفتاب

icha
icha

ووووووووووووویشفافیت پوست با عسل

icha
icha

.از تو بهترین روز دیدن تو بهترین حرف گفتن ازتو زندگی هستی و بودن یعنی خواستن،خواستن تو بهترین خاطره از تو یادگار عمر من تو دورترین راه واسه ی من کمترین فاصله از تو پرسیدی از عشق اول فقط از رو بچگی بود چی بگم از عشق دوم اونم از رو سادگی بود دلم عادت قریبی به هوای عاشقی داشت عشق سوم اومد.

icha
icha

سلام آهنگ هر سازم سلام ای زندگی سازم تمام هستی ام را من به چشمای تو می بازم چشات همرنگ خورشیده قشنگه صبح امیده میون این همه گلها چشام تنها تو را دیده تو عطر رازقی هستی تو شوق عاشقی هستی نجابت از تو می باره تو مثل زندگی هستی به امید سلام عشق همیشه از تو میخوانم توی تبعید و تنهایی به یاد تو که می مانم .

icha
icha

.نذاری فاصله ها ، تو هجوم سایه ها ، میون غریبه ها ، نذاری توجاده ها تورو از من بگیرن ، تو خودت خوب می دونی ، توی راه زندگیم ، دلخوشم به بودنت ، پس نکنی یه کاری تا فرق نکنه چه بودنت ، نبودنت.

icha
icha

.تو مثل راز بهاری ومن رنگ زمستانم جگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمیدانم

icha
icha

کاش در طلوع چشمان تو زندگی می کردم تا مثل باران هر صبح برایت شعری سرودم . آن هنگام زمان را در گوشه ای جا می گذاشتم و به شوق تو اشک می ریختم اشک می شد و بر صورت مه آلودت می لغزیدم تا شاید جاده ای دور . هنوز بوی خوب بهار را وقتی از آن می گذشتی در خود داشته باشد که مرهمی باشد برای دلم . بیا و از کنار پنجره دلم عبور کن تویی که در ذهن خسته همیشه بهاری.