icha
دارم از دوریت می میرم ، تا کنار من نسوزی از دلم نمیری عمرم ، نفسامی که هنوزی .
icha
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست .
icha
تو بگریزی از پیش یک شعله ی خام من ایستاده ام تا بسوزم تمام .
icha
امید نگاهت ، ایستادن روی شانه هایت ، سر نهادن گونه های زیبایت را ، بوسه دادن مرا ، خوش تر از این آرزویی است ؟