هفت شهر عشق ، شهر اول : نگاه و دلربایی ، شهر دوم : دیدار و آشنایی ، شهر سوم : روزهای شیرین و طلایی ، شهر چهارم : بهانه ، فکر جدایی ، شهر پنجم : بی وفایی ، شهر ششم : دوری و بی اعتنایی ، شهر هفتم : اشک ، آه ، تنهایی !
نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن ، تا که می بینن عاشقی میرن و تنهاست می ذارن ، نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن ، عاشق عاشق کشن رحم و مروت ندارن.
عده ای مثل قرص جوشانند ، در لیوان آب که بیندازیشان طوری غلیان کرده و کف می کنند که سر می روند ، اما کافی است کمی صبر کنی بعد می بینی که از نصف لیوان هم کمترند .
هرکی با زمزمه ی عشق دو سه روزی عاشقم شد ، عشق اون باعث زجر همه دقایقم شد ، اون که عاشق بود و عمری از جدا شدن می ترسید ، همه هراس و ترسش به دروغش نمی ارزید .