icha
دل تو یه جزیره ی دور افتاده است که من اولین ساکن اون می شم .
icha
وقتی خاطره های آدم زیاد میشه ، دیوار اتاقش پر از عکس میشه ، اما همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمیتونی عکسشو به دیوار بزنی .
icha
همیشه غمگین ترین و رنجور ترین لحظات انسان توسط کسی ساخته میشود که شیرینترین و شادترین لحظات را برای او ساخته است .
icha
تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست ، دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست .
icha
با من سفر کن تا تو را مثل خودم عاشق کنم ، با هر سفر با هر طپش با هر قدم عاشق کنم .
icha
همیشه تلخترین لحظه را کسی واست میسازه که قشنگترین لحظه را با او داشتی .
icha
آدمک آخر دنیاست بخند ، آدمک مرگ همین جاست بخند ، آن دست خطی که تو را عاشق کرد ، شوخی کاغذی ماست بخند ، آدمک خر نشوی گریه کنی ، کل دنیا سراب است بخند ، آن خدایی که بزرگش خواندی او هم مثل تو تنهاست بخند .
icha
می خواستم برایت هدیه ای بفرستم ، نسیم گفت مرا بفرست تا موهایش را نوازش کنم ، باران گفت مرا بفرست تا صورتش را بشویم و اشکهایش را پاک کنم ناگهان قلبم گفت مرا بفرست نا دوستش داشته باشم و تو همه وجودم شدی .