Herose
فردی مسلمان یک همسایه کافر داشت هر روز و هر شب با صدای بلند همسایه کافر رو لعن و نفرین می کرد. خدایا ! جان این همسایه کافر من را بگیر.مرگش را نزدیک کن (طوری که مرد کافر می شنید) زمان گذشت و مسلمان بیمار شد. دیگر نمی توانست غذا درست کند ولی در کمال تعجب غذایش سر موقع در خانه اش ظاهر می شد . مسلمان سر نماز می گفت خدایا ممنونم که بنده ات را فراموش نکردی و غذای من را در خانه ام ظاهر می کنی و لعنت بر آن کافر خدا نشناس ... ! روزی از روزها که خواست برود غذا را بر دارد ،دید این همسایه کافرِ است که غذا براش می آورد. از آن شب به بعد، مسلمان سر نماز می گفت : خدایا ممنونم که این مرتیکه شیطان رو وسیله کردی که برای من غذا بیاورد. من تازه حکمت تو را فهمیدم که چرا جانش را نگرفتی!!! |:
... UnKnoWn ...
خـــــــ ـــــــدا ـنگهـ دار
ما که قبلا لایک کردید ، اگه میخوای بریم حذف کنیم ، دوباره لایک کنیم ؟؟؟



14 سال و 4 ماه و 25 روز و 23 ساعت و 55 دقيقه قبلمن الان زدم
14 سال و 4 ماه و 25 روز و 23 ساعت و 51 دقيقه قبلمن زدم
14 سال و 4 ماه و 25 روز و 23 ساعت و 51 دقيقه قبلمنم 45میش رو زدم پــُـکوندم. . .
. . . اا پروفایلت پر از رنگ ِ تیره بوداااا : | . . .. کمی شادتر باشه. .. هم دلت هم پروفایلت .. . اونجوری خودتم به خودت لایک میدی 
14 سال و 3 ماه و 10 ساعت و 21 دقيقه قبل