♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
ین روزها شیر هم راضیه با دمش بازی کنن ولی با دلش نه !!
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
همین مسیر را مستقیم بروی میرسی به دو راهی یک راه به من ختم می شود ، آن دیگری به ختم من
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
اگر فکر میکنى خیلى تنهایى… اگه فکر میکنى کسى دوستت نداره… اگه فکر میکنى کسى به یادت نیست…
خیلى بیجا میکنى؛ پس ما اینجا هویجیم؟
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
هیچ چیزى براى من لذتبخش تر از این نیست که من برات پیام بدم و تو مثل خر کیف کنى
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
نگاهت مهربونه نازنینم ابروهات کمونه نازنینم بکش بالا که بردی آبرومو دماغت آویزونه نازنینم !@somayeh-jon
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
مبانی کامپیوتر: آن بخش از یک سیستم را که میتوان با چکش خرد کرد، سختافزار و آن قسمت را که فقط میتوان به آن فحش داد، نرمافزار میگویند!
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
صرف فعل نشستن به گویش چراغعلی: مو بنشینم، تونم بنشینی، اونم بنشینه، ما که بنشینم، شمام که بنشینید، دیه جا نی اونا بنشینن!
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
شعر غغنفر برا دوست دخترش : صبح که در پنجرتون وا میشه ظهر که در پنجرتون وا میشه شب که در پنجرتون وا میشه وای که چقدر پنجرتون وا میشه
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
میخه میفته تو آب زنگ می زنه در میره
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
آقای دست و دل باز تصادف کرده بود نشسته بود وسط خیابون می زد توی سرش که ماشینم! ماشینم داغون شد! خاک تو سرم شد. افسره رفت بهش گفت: بدبخت! آنقدر حرص ماشینت رو زدی که نفهمیدی دست چپت از مچ قطع شده! آقاهه یه نگاه کرد به دستش گفت: یا حضرت عباس، ساعتم!

13 سال و 4 روز و 15 ساعت و 2 دقيقه قبل توسط موبایل


13 سال و 4 روز و 14 ساعت و 58 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 20 روز و 19 ساعت قبل
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 5 ساعت و 48 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 8 روز و 19 ساعت و 59 دقيقه قبل