♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
2 به حیف نون می گن برو استخر شیرجه بزن تو آب، بعدش بیا بالا شامپو گلرنگ رو تبلیغ کن… خلاصه میره بالا و شیرجه میزنه، ولی از بخت بد سرش می خوره به کف استخر بعد از یه مدت بالاخره میاد بالا، رو می کنه به دوربین، می گه: می خوام سالاد درست کنم
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی و یه سنندجی یه غذا خوب (بریانی ) پیدا می کنند و با هم شرط می بندند که هر کی شب بهترین خواب را ببیند غذا تحویل اون داده می شه شب میخوابند و صبح بیدار می شوند تهران می گد من دیشب خواب دیدم ملکه ونیز شده ام . سنندجیه می گد من خواب دیدم تمام جهان در دست من است ، اصفانیه می گد برای هم خالی نبندید من دیشب که شما خواب بودید غذا را خوردم
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
غضنفر به دوستش میگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشین ببین چراغ راهنما ماشین کار میکنه یا نه. اصغر میره عقب ماشین، میگه: کار میکنه، کار نَمیکنه، کار میکنه، کار نَمیکنه
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
روزي یارو كار مي كرده ، یکی فرياد ميزنه غضنفر زنت از طبقه 5 افتاده پايين . زود لباساشو عوض میکنه ميره به خيابان كه ميرسه ميگه خانه ما كه 2 طبقه بيشتر نيست ، كمي جلوتر مي ره ميگه من اصلا زن ندارم بالا تر ميره مي گه غضنفر نيستم !
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
به جاسم ميگن نظرت در مورد ازدواج چيه ؟ میگه : به نظر من ازدواج بايد فاميلي باشه. ميگن چرا ؟ میگه : چون تمام خانواده ما ازدواج فاميلي كردند. مثلا داييم زن داييمو گرفته، عموم زن عمومو گرفته ...
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
حیف نون میره دزدی چیز به درد بخور پیدا نمی کنه ، از لجش مشق بچه صاحب خانه را خط خطی می کنه !
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
به یارو مي گن نظرت راجع به گرون شدن بنزين چيه؟ طرف مي گه براي ما که فرقي نمي کنه ما همون 2000 تومن بنزين رو مي زنيم!!!
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
غضنفر کارخونه سوسیس کالباس میزنه ، رو بسته بندی محصولاتش مینویسه : تهیه شده از گاو تازه
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
یه خانواده از یکی از دهات دور واسه زندگی میان تهران به بچهشون میگن، خونه هر کی در زدی نگو مویوم بگو منم. بچهه میگه اگه بوگوم منم اونا از کجا بفهمن که مویوم.
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
یک روز یه دختر کوچکی در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزی می کرد نگاه میکرد. ناگهان متوجه چند تار موی سفید در بین موهای مادرش شد. از مادرش پرسید : مامان چرا بعضی از تارهای موهای شما سفیده؟ مادرش جواب میده : وقتی تو یه کار بدی انجام میدی یکی از تارای موی من سفید میشه! دختر کوچولو کمی فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهای مامان بزرگ سفیده!!
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
آمریکایی یه چیزی تولید میکنه شعارش اینه هرگز نباید خراب بشه !!! اروپایی میگه چند سال کار کنه ولی تو این چند سال درست کار کنه !!!!!! ایرانی میگه فقط همون لحظه که مشتری میخره خراب نشه ،بعدش رو بیخیال !!!!!!!! چینی میگه کارم نکرد ،نکرد!! ایرانی میخره !!عجب تولید کننده هایی داریم
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
تبليغ زمزم به سبك عربي: عبود: ولك جاسم كوكاكولا ميخوري؟ جاسم: آره ميخورم عبود: گوه ميخوري بايد زمزم بخوري.

13 سال و 3 روز و 3 ساعت و 2 دقيقه قبل توسط موبایل


13 سال و 3 روز و 2 ساعت و 57 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 19 روز و 7 ساعت قبل
12 سال و 11 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 47 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 7 روز و 7 ساعت و 58 دقيقه قبل