♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
نويسنده معروفي مي گويد زن مثل كراوات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
خانم اولی: من خیلی از پیری می ترسم. خانم دومی: آخه چرا؟ خانم اولی: چون آدم همه چیزهای خوبی که داره از دست می ده، مثل زیبایی، ... خانم دومی: ولی من اصلاً نگران پیری ام نیستم. خانم اولی: خوب معلومه، چون تو چیزی نداری که از دست بدی
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
سه معجزه زنها : بدون اینکه علف بخورن شیر میدن بدون اینکه زخمی بشن خون بووووووووووق گوشت بدون استخون بوووووووووووق
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
برای اینكه با یك مرد شاد باشید باید او را كاملا درك كنید و كمی دوست داشته باشید برای اینكه با یك زن شاد باشید باید او را كاملا دوست داشته باشید و اصلا سعی نكنید كه او را درك كنید
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
من در ازدواج شانسی نداشته ام، اولی مرا ول كرد و رفت، و دومی این كار را نكرد.
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
چون دو سال است ازدواج كردم، دیگر از تروریست ها وحشتی ندارم.
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
قابل توجه آقایان: با توجه به در نظر گرفتن قیمت جدید سكه دیه از مهریه ارزانتر است .. حالا تصمیم با شماست
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
دخترا خيلي موجودات عجيبي هستن : اگه بهشون محل نذاري ميگن سردي اگه بذاري مرد نيستي ، اگه به حرفش گوش كني زن ذليلي اگه گوش نكني خود خواهي ، اگه بوسش نكني خائني اگه بوسش كني ميگن داري سوء استفاده ميكني ، اگه به يه دختر ديگه نگاه كني چشم چروني ولي اگه اون به پسر نگاه كنه قصدي نداره ، اگه تو دير كني بد قولي ولي اگه اون دير كنه بهت ميگه زنها رو نمي شناسي اينجوري شيرين تر ميشن
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
یارو میره توالت، زنش زنگ می زنه میگه كجایی؟ یارو میگه خونه بابات! زنش میگه همون جا یه چیزی بخور بیا من چیزی درست نكردم
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
زنه از شوهرش مي پرسه از چيه من بيشتر خوشت مي آد؟ از صورت زيبا و يا هيکل متناسبم؟ مرده يه نگاهي به سر تا پاي زنش مي ندازه و ميگه از اعتماد به نفست!!!
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
بوش گفت: تبحر جا خالی دادن به لنگه كفش را مديون همسرم هستم
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
توی زندگی انتخاب دو چیز خیلی سخته: ۱- همسر ۲- هندوانه
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
پسرک دوان دوان به خانه آمد و به مادرش گفت: مامان پنجاه تومن بهم بده تا به یه مرد فقیر بدم. مادر پنجاه تومان به پسرک داد و پرسید: حالا اون مرد فقیر کجاست؟ پسرک گفت: سرکوچه است. داره بستنی میفروشه.

13 سال و 5 ساعت و 30 دقيقه قبل توسط موبایل


13 سال و 5 ساعت و 26 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 9 ساعت و 28 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 12 روز و 20 ساعت و 15 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 4 روز و 10 ساعت و 27 دقيقه قبل