♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
پسر : سلام عـزیزم، خوبـے ؟ دختر : سلام زنـدگیم، خوبـم، تـو چطورے ؟ چـہ خبر؟ پسر : عزیـزم امشب میاے بریم خونـموטּ؟ دختر : آخـہ مـا کـہ هـنوز مـدت زیادے نـیست با هـم آشنـا شدیم پسر: مگـہ تـو دوستم نـدارے ؟ دختر: چرا، از جونـمم بیـشتـر دوستـت دارم و مـے پرستمت پسر : پس چـرا نـمیاے امشب بریـم خونمـوטּ؟ معلومـہ کـہ هـنوز اونقـدر مـنو دوست ندارے ...! دختر: چرا نمـیخواے باور کنـے دیـوانـہ وار عاشـقتم... و سپـس دخترک آرام گـفت: شنـیدم "عشق" قـلب ها رو بـاز میکنـہ نـہ پـاها رو و آروم گوشـ ـے رو گـذاشتــــــــ...

12 سال و 11 ماه و 29 روز و 2 ساعت و 54 دقيقه قبل توسط موبایل


12 سال و 11 ماه و 29 روز و 2 ساعت و 50 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 14 روز و 20 ساعت و 52 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 39 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 21 ساعت و 50 دقيقه قبل