♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت: میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید… چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..! دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود: سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری کهقلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت) قلب دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قل
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
عشق طوفانی ومتلاطم است، دوست داشتن آرام و استوار و پروقار وسرشاراز نجابت
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
در دردها دوست را خبر نکردن ، خود نوعی عشق ورزیدن است!
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
روزگاریست که شیطان فریاد می زند: آدم پیدا کنید! سجده خواهم کرد.
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
در بیکرانه زندگی دو چیز افسونم کرد ، آبی آسمان که می بینم و میدانم نیست و خدایی که نمی بینم و میدانم که هست.
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
دیروز همسایه ام از گرسنگی مرد ، در عزایش گوسفندها سربریدند

13 سال و 20 ساعت و 4 دقيقه قبل توسط موبایل


13 سال و 20 ساعت قبل
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 2 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 13 روز و 10 ساعت و 49 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 5 روز و 1 ساعت و 1 دقيقه قبل