روزی کوروش کبیر نزد دکتر شریعتی رفت و گفت: من عاشق خواهر شما هستم! دکتر شریعتی گفت: لیاقت تو دخترخاله من است که از خواهرم زیباتر است و پشت سرت ایستاده. کوروش کبیر گفت: ب ی ل ا خ بابا! این داستان اصلش مال خودمه!
یکی از تفریحات دوران کودکیم این بودکه یه مگس میگرفتم بهش نخ می بستم بعد یکی دیگه هم میگرفتم بالهاشو میکندم میبستمش اون سر نخ بعد مگس سالمه پرواز میکرد و این یکی رو بکسل میکرد میبرد با خودش صحنه ی زیبایی بود!!!! کمک به هم نوع!!واقعا رو من خعلی تاثیر گذار بود

12 سال و 11 ماه و 30 روز و 2 ساعت و 46 دقيقه قبل توسط موبایل


12 سال و 11 ماه و 30 روز و 2 ساعت و 42 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 15 روز و 20 ساعت و 44 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 12 روز و 7 ساعت و 31 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 21 ساعت و 43 دقيقه قبل