♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
پسر : سلام عـزیزم، خوبـے ؟ دختر : سلام زنـدگیم، خوبـم، تـو چطورے ؟ چـہ خبر؟ پسر : عزیـزم امشب میاے بریم خونـموטּ؟ دختر : آخـہ مـا کـہ هـنوز مـدت زیادے نـیست با هـم آشنـا شدیم پسر: مگـہ تـو دوستم نـدارے ؟ دختر: چرا، از جونـمم بیـشتـر دوستـت دارم و مـے پرستمت پسر : پس چـرا نـمیاے امشب بریـم خونمـوטּ؟ معلومـہ کـہ هـنوز اونقـدر مـنو دوست ندارے ...! دختر: چرا نمـیخواے باور کنـے دیـوانـہ وار عاشـقتم... و سپـس دخترک آرام گـفت: شنـیدم "عشق" قـلب ها رو بـاز میکنـہ نـہ پـاها رو و آروم گوشـ ـے رو گـذاشتــــــــ...
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
آدم حساب كردن بـعضيــــا خـيانت بـه عالم بـشريته!!!

12 سال و 11 ماه و 29 روز و 20 ساعت و 46 دقيقه قبل توسط موبایل


12 سال و 11 ماه و 29 روز و 20 ساعت و 41 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 15 روز و 14 ساعت و 44 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 12 روز و 1 ساعت و 31 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 15 ساعت و 42 دقيقه قبل