kamran
سلام وصد درود .....صبح بخیر همه خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آرزو
شاید به جای اذان... در گوش من...غزلی خوانده اند... که تمام عمر، سرم را...جز برای عاشقانه ای... خم نکرده ام!!...
آرزو
یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت.پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده.دختر کوچولو قبول کرد. پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد.اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد.همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خوابید و خوابش برد.ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده
soheila
سلام به همه . شاديتون صد شب يلدا .يلدا بر همه مبارك.



14 سال و 9 ماه و 2 روز و 37 دقيقه قبلسلام کامران جان .. من رو فراموش نکن ..
14 سال و 9 ماه و 2 روز و 15 دقيقه قبلبابا شما که استادین بعدشم فرامش شدنی نیستی سید جون .
14 سال و 9 ماه و 2 روز و 5 دقيقه قبلالتماس دعا،قبول باشه
14 سال و 9 ماه و 2 روز و 1 دقيقه قبلمحتاجیم به دعا شما..
14 سال و 9 ماه و 1 روز و 23 ساعت و 54 دقيقه قبلمرسی خاله از حضورتون.