kamran
مرگِ یه رابطه از جایی شروع میشه که موبایل ها میره روی سایلنت...
kamran
خدایا دلم گرفته ، میان این همه آرزوها ، دلتنگ ترین بنده ات را دریاب . . .
kamran
پنهان شدي و در كلماتم رها شدي با من رفيق بودي و از من جدا شدي روياي فاتحانه ي يك قلب نااميد پايان عاشقانه ي يك ماجرا شدي
kamran
خدایا... در انجماد نگاه های سرد این مردم... دلم برای " جهنمت " تنگ شده است!
kamran
من هیچ از تو فکر جدايي نمی کنم من عشق را از تو گدایی نمی کنم این مهر بین ما که خودت آفریده ای از من دریغ کن،صدایی نمی کنم
kamran
فقر محبت گرفته ام از انتظار آمدن ِ مهربانت آمدی ، اما نه چشمانت مرا دید نه دستانت حریف سردی دستانم شد
kamran
من ، تو ; ما یادت هست ؟ تمام شد … حالا : تو ، او ; شما من هم به سلامت . . .
kamran
نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد.
نمی دانم نداشتنت سخت تر است؛
یا تحمل اینکه دیگری تو را داشته باشد!!
kamran
دوری جستن از انسانهایی که دوستشان می داریم بی فایده است. زمان به ما نشان خواهد داد که جایگزینی برای آنها نخواهیم یافت..
kamran
هزینهی یک لبخند* * خیلی کمتر از هزینهی برق است ولی خیلی بیشتر از آن روشناییی میبخشد ~
kamran
آمازون با تمام درختاش... آسمون با تمام ستاره هاش... دنيا با تمام آدمهاش... بارون با تمام قطراتش
خلاصه اگر همه رو با هم جمع کني، خيلي مي شه!
kamran
قدیم دزدا بانک میزدن. . . . الان دزدا بانـک میزنن!