kamran
خنک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش
و نماندش هیچ الا هوس قمار آخر
kamran
دیگه نوازش نمیخوام دنیا رو با عشق نمیخوام یه لحظه موندنه تورو با 100 تا خواهش نمیخوام.
kamran
-آنکه مست آمدو دستی به دل ما زد ورفت،در این خانه ندانم به چه سودا زدو رفت،خواست تنهایی مارا به رخ ما بکشد،تئنه ای بر دل این خانه تنها زدو رفت
kamran
-انیشتین : در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد
kamran
شیمی نخوندم ولی میدونم اگه عشق نباشه مولکول اکسیژن و هیدروژن نمیتونن اونقدر همدیگه رو فشار بدن که اشک هر دوشون در بیاد
kamran
-آنکس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من امده باشد رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها همان اوازی بود که من گمان می کردم میگوید: دوستت دارم
kamran
-آدم هایی هستند مثل قطار شهر بازی، که از بودن با آنها لذت می برید، اما به جایی نمی رسید.
kamran
از زندگی سه چیز آموختم 1.از عشق رسوایی 2.از دوست بی وفایی3. از شب تنهایی
kamran
اگر در رودخانه ی زندگی صبرت ضعیف باشد....هر تکه چوبی مانع عظیمی بر سر راهت خواهد شد.....
kamran
همچو باران باش.....رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کن......
kamran
لبخند بزن بدون انتظار پاسخی از دنیا.....و بدان که روزی آنقدر شرمنده می شود که به جای پاسخ لبخند.....با تمام سازهایت می رقصد!!...........
kamran
دوست دارم شمعي باشم كه در دل شب ها بسوزم روشني بخشم به جمعي و خودم تنها بسوزم
kamran
شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي
kamran
اگه تونستي برف رو سياه کني پر کلاغو سفيد کني آتيشو بوس کني تويه آب يه نفسه عميق بکشي اون وقت منم ميتونم تورو فراموش کنم
kamran
روزي كه فرياد زدي و گفتي دوستت دارم ... گفتم بلند تر نمي شنوم
امروز كه در گوشم گفتي دوست ندارم ... گفتند آرومتر بقيه مي شنوند