دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

kamran

بعدآ میگم.. درباره »
kamran
مرد
امتیاز: 2147.25

دنبال‌شدگان

(286 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(273 کاربر)

گروه‌ها

(16 گروه)

بازدید

kamran
kamran
در دوره

دير آمدی تمام شده ام ديگر بس كه بلعيده ام اندوه نبودت را... هنوز اما همانند حاتم ام می بخشمت با آنكه هزار شب بی خوابی طلب دارم از تو!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
kamran
kamran
در دوره

یک بار از کنار دريا عبور کردي.يک عمر امواجش براي بوسيدن جاي پايت ميايند و ميروند.

kamran
kamran
در دوره

من از خدا خواستم، نغمه هاي عشق مرا به گوشت برساند تا لبخند مرا هرگز فراموش نكني و ببيني كه سايه ام به دنبالت است تا هرگز نپنداري تنهايي. ولي اكنون تو رفته اي ، من هم خواهم رفت فرق رفتن تو با من اين است كه من شاهد رفتن تو هستم

این ارسال را بازنشر کرده است.
kamran
kamran
در دوره

خیلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه ... خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی ... خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری ... خیلی سخته که روز تولدت ، همه بهت تبریک بگن ، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای ... خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی ، بعد بفهمی دوست نداره ... خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفر از دست بدی ، اما اون بگه : دیگه نمی خوامت

این ارسال را بازنشر کرده است.
kamran
kamran
در دوره

می بخشمت بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی...بخاطر تمام خنده هایی که به صورتم نشاندی نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی...بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی...نمی بخشمت بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی...بخاطر نمکی که بر زخمم گذاشتی...و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم هک کردی

این ارسال را بازنشر کرده است.
kamran
kamran
در دوره

مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در زمستانی غبار آلود ودور یا خزانی خالی از فریاد و شور بعدها نام مرا باران و باد نرم میشویند از رخسار سنگ گور من گمنام می ماند به راه فارغ از افسانه های نام و ننگ

kamran
kamran
در دوره

من مي مانم با شب هاي خاطره.با بزنگاه خسته يك غروب.من مي مانم چون در چشم هايت ريشه دارم.نمي دانم كه چرا زمستان سرد است و پاييز مسلخ گاه برگ.چون اينجا صدايي نيست.حتي كلاغ ها هم نمي ايند.ولي من مي مانم.با شقايق ها و ياس شب سرود فتح ميخانم.تو مي ايي ميدانم.پس ميمانم

kamran
kamran
در دوره

عاشق هر کس شدم او شد نصیب دیگری..... دل به هر کس دادم او زد به قلبم خنجری..... من سخاوت دیده ام دل را به هر کس میدهم..... شرم دارم پس بگیرم انچه را بخشیده ام.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
kamran
kamran
در دوره

لا لا لا لا نخواب دنیا خسیسه ، واسه کم آدمی خوب می نویسه ، یکی لباش تو خوابم غرق خندست ، یکی پلکش تو خواب هم خیس خیسه

kamran
kamran
در دوره

سلام .. صبح بخیر .. سحر خیزاش خوبینننننننننننننننننننننن... خواب الوا بیدارشین صبح شده یا االه................

kamran
kamran
در دوره

خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

kamran
kamran
در دوره

دل بسته شرار آن آتشین نگاهیم عمری خطاب كردند ناخورده مست مارا آویختند چون تاك از داربست ما را آیینه وار بودیم همراز سینه صافان آن آهنین دل آمد در هم شكست مارا دل بسته شرار آن آتشین نگاهیم بگذار تا بنامند آتش پرست مارا دزدانه تا كی و چند ، این پرده را برانداز بگذار تا ببینند ساغر به دست ما را بی حد زدند ما را از حد گذشته بودیم شادیم از آن كه دیدند هشیار و مست مارا

kamran
kamran
در دوره

در شعر من چرخی بزن ای هد هد دیوانه ام یاری کن اینک قلب را ای مستی بی باد ه ام ما را به دریای جنون گه می کشی گه میروی

kamran
kamran
در دوره

نمیدونی چقدر سخته تو پشت نبض دیواری نمیدونم تو این روزا چه احساسی به من داری

kamran
kamran
در دوره

دلیل اینكه آرومم امید لمس دستاته همین لبخند پنهانی كنار لحن گیراته دلیل اینكه تنهایی همین دستای تنهامه همین دنیای تاریكم همین تردید چشمامه