رفيق من، سنگ صبور غم هام به ديدنم بيا، که خيلي تنهام
هيشکي نمي فهمه، چه حالي دارم چه دنياي رو به زوالي دارم
مجنونم و دل زده از ليلي ها خيلي دلم گرفته از خيلي ها
نمونده از جووني هام نشوني پير شدم، پير تو اي جووني
تنهايي بي سنگ صبور خونه سرد و سوت و کور
توي شبات ستاره نيست موندي و راه چاره نيست
اگر چه هيچ کس نيومد به تنهائيت سري نزد
اما تو کوه درد باش طاقت بيار و مرد باش...
اگر بياي همون جوري که بودي کم ميارن حسودا از حسودي
صداي سازم همه جا پر شده هر کي شنيده از خودش بي خوده
اما خودم پر شدم از گلايه هيچي ازم نمونده جز يه سايه
سايه اي که خالي از عشق و اميد هميشه محتاجه به نور خورشيد
ای قلب من بارانی ات کردند و رفتند کنج قفس زندانی ات کردند و رفتند در سایه های شب تو را تنها نوشتند سرشار سرگردانی ات کردند و رفتند احساس پاکت را همه تکفیر کردند محکومِ بی ایمانی ات کردند و رفتند هرشب تورا دعوت به بزم تازه کردند در بزمشان قربانی ات کردند و رفتند زخمی که رستم از شَغاد قصه اش خورد مبنای این ویرانی ات کردند و رفتند
@الهــــ ه آمد اما بی صدا خندید و رفت لحظه ای در کلبه ام تابید و رفت
آمد از خاک زمین اما چه زود دامن از خاک زمین برچید و رفت
دیده از چشمان من پنهان نمود از نگاهم رازها فهمید و رفت
@Glee امشب كسی پشت در است هی پشت هم در می زند گنجشك باران خورده ای در سینه پرپر می زند گنجشك باران خورده ای توی قفس جا مانده است دفترچه ی شعرم چه شد ؟ بیچاره تنها مانده است
@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁ گفتمش دل میخری پرسید چند ؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند خنده كردو دل زدستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل زدستش روی خاك افتاده بود جای پایش روی دل جا مانده بود
@سید کمال دوستت دارم به چشمانی كه رنگش رنگ شبهاست به آن نازی كه در چشم تو پیداست به لبخندی كه چون لبخند گلهاست به رخسارت كه چون مهتاب زیباست به گلهای بهار و عشق و هستی به قرآنی كه او را می پرستی قسم ای نازنین تا زنده هستم تو را من دوست دارم....میپرستم
@گـلـپــری ومن تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم ... همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم
kamran
14 سال و 8 ماه و 9 روز و 12 ساعت و 31 دقيقه قبلمی مونیم تا آخرش با هم و از هم می خونیم
فاصله دریا هم باشه ما داداش می مونیم
رفيق من، سنگ صبور غم هام به ديدنم بيا، که خيلي تنهام
14 سال و 8 ماه و 9 روز و 12 ساعت و 23 دقيقه قبلهيشکي نمي فهمه، چه حالي دارم چه دنياي رو به زوالي دارم
مجنونم و دل زده از ليلي ها خيلي دلم گرفته از خيلي ها
نمونده از جووني هام نشوني پير شدم، پير تو اي جووني
تنهايي بي سنگ صبور خونه سرد و سوت و کور
توي شبات ستاره نيست موندي و راه چاره نيست
اگر چه هيچ کس نيومد به تنهائيت سري نزد
اما تو کوه درد باش طاقت بيار و مرد باش...
اگر بياي همون جوري که بودي کم ميارن حسودا از حسودي
صداي سازم همه جا پر شده هر کي شنيده از خودش بي خوده
اما خودم پر شدم از گلايه هيچي ازم نمونده جز يه سايه
سايه اي که خالي از عشق و اميد هميشه محتاجه به نور خورشيد
یدونه باشی داداشی..
14 سال و 8 ماه و 9 روز و 12 ساعت و 15 دقيقه قبل