كامياب
لبـــــــــانم را دُوخته ام مبــادا بگویم "دوســـــــتت دارم " که هر بار گفتـــــم ، تَنــــــــــــهایی ام بزرگتر شد ...
كامياب
هروقت دست و پا زدم دیدی و با خونسردی گفتی مثل بچه ای شدی که عروسکش گرفتن نق میزنه نفهمیدی عشق چیه!
كامياب
این روزهـــــــــــا شیشه شدم . . . زود می شکنم ... اما . . . . نا جور می بُرم !
كامياب
بردگی را تحمل نمی کنم من همیشه منم ترجیح می دهم بشکنم تا اینکه چیزی مرا خم کند چه بخت سرکش باشد چه قدرت بشری اینگونه ام و اینگونه می مانم اینگونه می مانم تا آخرین توان به این خاطر همیشه یکی ام من همیشه من ام من خاص ام...!
كامياب
تو صادقانه گفتي در خانه قلبت هيچ جايي براي من نيست من بر قلب سنگي ات بوسه مي زنم که با من صادق بود
كامياب
به تو سپرده بودمش ، با هزار و يک اميد .... وحالا براي هزار و يکمين بار دلم را مي برم تا شکستگي اش را گچ بگيرند !!!
كامياب
میـدونی بن بسـتــــــ| زنـدگی کـجـاست ؟؟؟ جــایــی کـه ... نـه حـــق خــواسـتن داری نـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن
كامياب
دلیل تنهایی من شاید غرورم و خود خواهیم بود.... اما .......... هیچوقت نفهمیدم او چرا تنهاست...
كامياب
وقتی که نیســـــتـــــــی ابرها . . به پای واژه های گمشـــــده من نمی بارنـــــــد !!!
كامياب
قطار می رود....تو می روی..... تمام ایستگاه می رود............ و من چقدر ساده ام که سالهای سال ،در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام!! (روز خوبی داشته باشید خدا یار و نگهدارتان )
كامياب
آنقدر نـــفــس میكشم تا تمـــام شود همه ی نفـــس هایی كه هی سراغ تـــو را میگیرند...