كامياب
توسط پیامک
نقاشی اش خوب نبود اما چه قشنگ راهش را کشید و رفت!
كامياب
توسط پیامک
به کلاغــــها بگویید: قصه ی من اینجا تمام شد،rn... ... یکی ... ...rnبود و نبود مرا با خود برد...
كامياب
توسط پیامک
کسی که از صدا میگفت، به لب مهر سکوتم زد
مرا بالای بالا برد، ولی سنگ سقوطم زد
چه ها گفتند و نشنیدم، بدی کردند و بخشیدم
ز تیغ درد اشکم ریخت، ولی من باز خندیدم
سکوتم حرفها دارد، ولی چشم و دهان بستم
ببین ای خوب دیروزی، کجا بودم کجا هستم!
كامياب
توسط پیامک
رفتی و خاطره هات با من ماند...برگرد لعنتی: برگرد و خاطره هایت را هم با خودت ببر بس است دیگر کم آوردم لعنتی برگرد...!!
كامياب
مرد سوپرى گفت: سیگار گران شده، ترک نمیکنى ؟؟ با خودم گفتم کاش بدانى چقدر گران تمام شد ! تا سـیگارى شدم
كامياب
حکایتم کن برای دستهایی که مرا جستند و برای چشمانی که مرا قطره قطره... برای لبهایی که ترانه ام کردند و بعد شاید مرثیه ای حکایتم کن به غروب رسیده ام!!!
كامياب
گفتی چقدر دستهایت زیباست به دستهایم نگاه کردم ...زیبایی ندیدم باز نگاه کردم فقط بی نمک است ...زیبا نیست تو هم یکبار دیگر خوب نگاه کن اگر ندیدی مزه مزه اش کن !!!
كامياب
اینجا سکوت است...#سکوت... سکوتی سنگین در دل تاریکی دهکده من است... سکوت جزیی از من است... سکوت جزیی از دل مردم خسته دهکده من است... سکوت آرامش ذهن مردم اینجا است... و ما به سکوت عادت کرده ایم... سکوتی پرمعنی و پر از حرف... سکوتی که بیشتر از حرف زدن معنی و منظور را میرساند... دوسش دارم...دهکده من... دهکده ای در گوشه ای از قلب من... دهکده سکوت...
كامياب
توسط پیامک
دلت که گرفته باشدصدای ترانه که هیچ با صدای دست فروش دوره گرد هم گریه می کنی دوست بدار آنهایی را که در زندگیت نقشی داشته اند نه آنهایی که برایت نقش بازی کردند...
كامياب
سـخت بـود ، فـراموش کـردن کسـی کـه بـا او ، همـه چیـــز و همـه کـس را ، فـــراموش مـــیکردم .. .
كامياب
توسط پیامک
خدایا مرا چه طعمی آفریدی که همه از من زود سیر میشوند...