هيچكس حاضر نشد باهام درد و دل كنه
زنگ زدم خانواده مسافرت بودن
خواهر كار داشت
برادر مهمون بود
دوست عزيز مهمون داشت و مشكل
و هه ي تو كه با خانواده رفتي بيرون
انگاري همه دست به دست هم دادن تا مرا بشكنن
شاد باشيد كه شكستم
بريد داد بزنيد هوار كنيد كه ما تونستيم كامياب و بشكنيم
آره اين منم من يه دلشكسته
نه پدر و مادري در كنارم دارم كه باهاشون درد و دل كنم
نه خواهر برادري كه دردمو بهشون بگم
نه يه دوست كه دلداريم بده
ونه تو
خدايا همه ي آرزوهام به دلم ماند ميگن مرگ حق است پس حق منو بهم بده صدامو ميشنوي
خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا