كامياب
واژه ها .. قـَــد نمی دهند !! ارتفاع دلـــــتنگی ام را... من فقط .. سایهء نبودن تو را .. برسر شعـــــر .. مستدام می کنم
كامياب
سکوت اینجا صدای تو ، هوا اینجا هوای تو پر از تکرار این حرفم ، دلم تنگِ برای تو ...
كامياب
آتش سیگار تنها نقطه روشن زندگی من است ...
كامياب
خنده هائی ست که به گریه می برد مرا !!
كامياب
لعنتی: من تـوی تـخت خـواب از بـغـض بـستـری تـو تـوی تـختخـواب معـشـوقـه می بـری من تـو جهنـمم سیـگار می کشـم تـو ساکن بـهشت بـا حـوری و پـری ..........
كامياب
هر چند می نویسمَ ت اما تو در شعر های من ضمیرِ غایبی ... !
كامياب
اشک های پنهانی .... چقدر برام آشناس ....
كامياب
دلم یک سه تار می خواهد ... که حجم اندوهم را بفهمد ... بنوازد... بخواند ... و من یک دل سیر گریه کنم ...
كامياب
بــآلـِشِ خـودَمـ را تـَرجـیح مــےدَهـَمـ شـآنـﮧ هـآیـَت مـِثـلِ بـآلـِشِ مـُسـآفـِرخـآنـﮧ مـےمـآنـَد خــوب مــےدانـَمـ سـَرهـآی زیـآدی را مـِهمــآטּ بـوده......
كامياب
ای دل...سازی را بزن که غروبِ مِهر کسی را به جان نخری ، تنهایی را کوک کن ...
كامياب
دیشب باران قرار با پنجره داشت روبوسی آبدار با پنجره داشت یكریز به گوش پنجره پچ پچ كرد چك چك... چك چك... چكار با پنجره داشت؟!
كامياب
افزون غمت شکسته بالم کرد .... دردا که دوریت بریده جانم کرد ...