حواسمون باشه دل آدما، شیشه نیست که روی آن ” هــا ” کنیم بعد با انگشت قلب بکشیم و وایسیم آب شدنش رو تماشا کنیم و کیف کنیم !!! رو شیشه نازک دل آدما اگه قلبی کشیدی … باید مردونه پاش وایستی !!
هرگز نخواب کوروش...دارا جهان ندارد...سارا زبان ندارد...رستم در این هیاهو...گرز گران ندارد...روز وداع خورشید...زایندهرود خشکید...زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد...بر نام پارس دریا نامی دیگر نهادند...گویی که ارش ما تیر و کمان ندارد...دریای مازنی ها بر کام دیگران شد...دارا کجای کاری؟دزدان سرزمینت بربیستون نوشتند اینجا خدا ندارد!...هرگز نخواب کوروش...ای مهر اریایی...بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد . . .
حکایت رفاقت حکایت قهوه ایست که بیادت تلخ نوشیدم و با هرجرعه اش اندیشیدم که آیا طعمش را دوست دارم یا نه ؟؟؟ ....آنقدر ماندم بین دوست داشتن و نداشتن که ....تمام که شد فهمیدم بازهم قهوه میخواهم ...حتی تلخ تلخ
شبیه سمر شده ام .. .! این روزها ... دلم عجیب تقاضای مهندی را میکند که ... خودم هم میدانم ... بودنش برای من نیست .. .! لعنت ! ... به این عشقی که از ابتدا ... به دست مادمازلی ... ممنوع شد .. !
دلتنگ که باشی ، آدم دیگری میشوی خشنتر.. عصبیتر.. کلافه تر و تلخ تر و جالبتر اینکه ، با اطرافیان هم کاری نداری همه اش را نگه میداری و دقیقا سر کسی خالی میکنی ، که دلـتنگ اش هستی .
پتروس،فرار می کند! کبری،تصمیـم نمی گیرد! دهقان،فداکاری نمی کند! پسر ِ شجـاع،ترسو شده است! لوک،بــدشانسی می آورد! پلنگ ِ صورتی،زرد شده است! میتـی کومان،استعفـا داده است! پروفسور بــالتازار، جعلی مدرک گرفته است! ای کیــو ســان،مـُـدل ِ مو عوض می کند! دو قلـــوها،دست ِ هــم را نمـــی گیــرند! رابین هـود،بــا دزد ها رفیق شده است! پینوکیـو،به فکر ِ جرّاحی ِِ بینی است! یـوگی،دوستـانش را مـی فروشـد! پـت و مـت،پُست وزارت گرفته اند! دخترک ِکبریت فروش، رفته دوبی ! ولی... ولی چوپـان ِ دروغگو،هنوز دروغ می گوید .