سینا
همه ی مردم برای آمدن باران دعا میکردن ولی خدا با دخترک کوچکی بود که کفشایش سوراخ شده بود...
سینا
رفته تورنمنت فرار از زندان شرکت کرده او پدرمنو هم دراورد!!
سینا
یعنی میشه دوباره مثل سابق شیم!
سینا
نمیدونم چرا!!ولی یه حس تنفر نسبت به همه ادما پیدا کردم!
سینا
میگفت خوانواده مزخرفی داری!
سینا
امروز با هزار تا التماسو قسمو گریه او....تونستم راضیش کنم بمونه
سینا
خوابم میاد ولی باید تا صبخ بیدار بمونم!!سر شیفتم!
#استاتوسم
13 سال و 3 ماه و 25 روز و 10 ساعت و 29 دقيقه قبل