سینا
همه ی مردم برای آمدن باران دعا میکردن ولی خدا با دخترک کوچکی بود که کفشایش سوراخ شده بود...
سینا
عواقب تحصیل در دانشگاه آزاد در تابستون معلوم میشه. بابام:سینا،سالی انقدر خرجت میکنم بدو برو کولرو سرویس کن. مامانم:سینا،سالی انقدر خرجت میکنیم برو نون بخر. داداشم:بابا از ما میزنه خرج تو میکنه سینا،بدو مشت و مالم بده. خواهرم:سینا بابا که جهاز منو خرج تو میکنه برو لوازم طراحیمو بخر. همسایه:سینا مفت خورنباش،بابات گناه داره ماشینمو بشور. منFrown رییس دانشگاه آزاد=-O رییس انجمن یونسکو:’(
سینا
توسط پیامک
اینقد هم از فیلم های ایرانی که اخرشون عروسیه بدم میاد
سینا
برای تازه شدن دیر نیست ، کافی است ستاره ها را دریابی // عهدی را که در طوفان با خدا می بندی در آرامش فراموش نکن // میخواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که پدر تنها قهرمان بود عشق, تنها در آغوش مادر خلاصه میشد بالا ترین نقطه ی زمین شانه های پدر بود بدترین دشمنانم, خواهر و برادران خودم بودند تنها دردم, زانو های زخمی خودم بود تنها چیزی که میشکست, اسباب بازی هایم بود کاشکی! // بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنارش باشی و بدانی هرگز به او نخواهی رسید // کاش زمان در دستانم بود تا زمان با تو بودن را انقد طولانی میکروم که زمانی برای بی تو بودن باقی نماند
سینا
حافظا ديدي كه كنعان دلم بي ماه شد؟
عاقبت با اشك غم كوه اميدم كاه شد
سینا
خدایاشبیه بادکنکی شده ام ازبغضهایی که به اجبار فرو داده ام... التماست میکنم... فقط یک سوزن! تکه تکه شدنم باخودم...
سینا
اگه خواستی بیای کوچرو چراغونی میکنم واست...خوبه؟حالا که فهمیدی.خواستم خودمو گمراه کنم.حالم خوب نبود از بس خنگم خودم خودمو گم میکردم
#استاتوسم
13 سال و 3 ماه و 25 روز و 9 ساعت و 14 دقيقه قبل