KhATEreh
هیچکس نمیپرسد علت ناراحتی ات چیست؟تنها میگویند:تو مقصری!نمیپرسند:علت دعوا چیست؟تنها میگویند:نباید ماجرا را ادامه میدادی...و باز من مقصر میشوم...اما میدانم این صحبتها تنها حرفهای تکراری است که بطور عادت گفته میشود...
KhATEreh
براستی ما انسانها چقدر در برابر دلمان ناتوان و ضعیف خلق شدیم،شاید همین ضعف را خداوند در وجود ما انسانها نهاده که بیشتر قدر زندگی را بدانیم و از آن لذت ببریم...
KhATEreh
چه واژه ی جالبی !عشق...گاه پر از زیبایی و گاه سرشار از نفرت!هنوز هم نمیدانم معنی دقیق این واژه چیست!شاید اگر معنای مشخصی داشت هیچگاه عشق نبود...
KhATEreh
شب و روزم یکی شده،گذر زمان را احساس نمیکنم؛زندگی برایم بیمعناست....
KhATEreh
باز بهار دیگری در راه است؛اما برایم سؤال است که چرا در قلب انسانها تنها پاییز و زمستان وجود دارد؟؟
KhATEreh
تنهاییم را با کسی قسمت نخواهم کرد؛هیچکس در این دنیا لیاقت دوستی ندارد...
KhATEreh
دیگر هیچ چیز بدی مرا ناراحت نمیکند.حتی از نبودنش هم دلگیر نمیشوم.قلبم به شدت میتپد و درونم شاد شاد است!شاید این شادی آغاز غمی بزرگ باشد...
KhATEreh
همیشه از کسانی میترسم که رشته ای مرا به آنها وصل کرده است؛نزدیکترها دقیقتر میزنند؛زخمهایشان درست در قلب مینشیند...
KhATEreh
هر از گاهی توقف در ایستگاه بین راه فرصت خوبی است برای دیدن مسیر طی شده و نگریستن به راه پیش رو؛گاهی برای رسیدن باید ایستاد...