غضنفر سر مرز یه عراقیه رو اسیر میگیره. همینجور كه داشته میبردتش، یه دفعه یه خمپاره میخوره بغلشون دست عراقیه كنده میشه. عراقیه میگه: بگذار من این دستمو بندازم تو كشور خودم. غضنفر دلش میسوزه، میگه باشه. یكم دیگه میرن، دوباره یه خمپاره میخوره اون یكی دست عراقیه هم كنده میشه. باز عراقیه میگه بگذار من این دستم رو هم بندازم تو وطن خودم، غضنفر هم میگه باشه. بعد یه تركش دیگه میخوره پای عراقیه هم كنده میشه، ورش میداره میندازه اونور مرز. یه دفعه غضنفر تفنگ رو میذاره روشقیقه یارو میگه: هوی! فكر نكن من خرم نمیفهمما، كم كم داری فرار میكنی )))))
شووَرم رفت شیفت .. من امشب تنهام از روزی که مزدوج شدم تا امروز شب چهارمیه که تنهام شب من اصن برا خودم شیر زنی شدم آ بعد امشب صابخونه مونم شیفته زنش تنهاس ..از عصری گیر داده بهم که پاشو بیا خونه ی ما با هم بخوابیم من به کی بگم تنهایی راحت ترم تا اینکه برم شبو با زن صابخونه بگذرونم یه زن پر حرفی هم هس دست منو از پشت بسته به خدا دیگه شما خودتون فک کنین از من پر حرف تر ینی چی یه چیزی ورای مصیبت میشه الان صدام زد که افطارو با هم بخوریم .. من کوفت بخورم افطار نخورم
یه چیز عجیب چرا تو شمال ملت همه روزه خواری میکردن ؟ مخصوصا محل ما ! خوب درسته مسافرن اما دیگه خیلی ضایع بود اینجا همه ی نونوایی ها تا نزدیک افطار تعطیله بعد نونوایی محله ی شمالمون همش باز بود چقدرم شلوغ بود اصلا دمشون گرم ملت خونگرم و مسلمان خطه ی دریا
Che khabare mage bazam tavalode manie
movarake


13 سال و 17 روز و 2 ساعت و 27 دقيقه قبلDiroz tavakode dadashi man bood ashegheshaam
خسته نباشی شیطونک تا صفحه 4 پستامو یه مروری بکن

13 سال و 16 روز و 21 ساعت و 4 دقيقه قبل
morooridam man az aval ta alan dashtam tavalod mobarak migoftan 
13 سال و 14 روز و 10 ساعت قبلتو خواب
13 سال و 14 روز و 6 ساعت و 56 دقيقه قبل
beshkanam mizadam che hali dad
13 سال و 13 روز و 11 ساعت و 52 دقيقه قبل