EbraHiM
بچه تخسه ميره پيش معلمش، ميگه: خانوم ميشه شما زن من بشيد؟! معلمه ميگه: برو بشين سر جات، من الان حوصله بچه مچه ندارم. پسره ميگه: آره منم حوصله بچه ندارم... اشكال نداره، جلوگيري ميكنيم
اِبی بن بست. . .
بهش گفتم میروی؟ گفت آری! گفتم برخواهی گشت؟ گفت نه! گفتم من هم بیام ؟ گفت نه . آنجا که من میروم جای دونفر است نه سه نفر! بعد چند لحظه من هم رویم را از او برگرداندم . به من گفت تنها کجا میروی ؟ گفتم آنجایی که من میروم جای یک نفر است نه چند نفر! من رفتم و او هم رفت. بعد از گذشت زمان و سالیان دراز بر سر مزار من آمد و برایم گریست که چرا آن روز مفهوم حرفم را نفهمیده است.
اِبی بن بست. . .
میگویند: من قاتلم... من! سکوت را شکستم... من مجرم نیستم... تنها برای شنیدن صدای تو... دست به این جنایت زدم...
اِبی بن بست. . .
یادته يه روزي بهم گفتي: هر وقت خواستي گريه کني برو زيرِ بارون که نکنه نامردي اشک هاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم اگه بارون نيومد چي؟؟ گفتي اگه چشم هاي قشنگ تو بباره آسمون گريه ش ميگيره ... گفتم يه خواهش دارم ؛ وقتي آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار ... گفتي به چَشم ... حالا امروز من دارم گريه ميکنم اما آسمون نمي باره ... و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي ... (سخته يکي بهت بگه ستاره شو ببينمت .. بعد يه کم که بگذره بگه ديگه نيا ببينمت) اره این رسم کتاب عشقه!
اِبی بن بست. . .
چه بیایی چه نیایی مهم نیست................. دیگر احساسی در من نمانده............. یادت نیست.........نه یادت نیست............ با یک خداحافظی مرگ احساسم را جشن گرفتی....!!!!دیگر از آمدنت چه سود...........!!!!!!!!!
اِبی بن بست. . .
به سلامتي اون لجني كه وقتي متوجه رابطش با اشخاص ديگه اي ميشي با گفتن اينكه (اين فقط يه دوستيه معموليه) ميخواد خيانت و هرزه بودنشو توجيح كنه...!
محمد
ســــــــــــــــــــــــــــــــلام بــــــــــــــــــــــــــــه هـــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــه عـــــــــــــــــــــــــــــزیـــــــــــــــــــزان